آرامبخش دل داغديدگان (ترجمه مُسكّن الفؤاد شهيد ثاني) - جناتي، حسين - الصفحة ١٨٣ - ٢٠ - داستان بانويى كه فرزندش در چاه آب غرق شد
موقع آمدن فرزندش نزديك شد. او چند بار از داخل خيمه پرده يك طرف را بالا زد و به بيابان نگاه كرد، ولى يك بار كه پرده را بالا زد ناراحت شد و گفت: شتر فرزندم مىآيد ولى ديگرى بر آن سوار است.
وقتى سوار نزديك خيمه رسيد به صداى بلند گفت: امّ عقيل خدا در مورد فرزندت به تو اجر مرحمت كند. زن پرسيد مگر فرزندم مرد؟! جواب داد بلى، در كنار چاه آب بود شترها به هم ريختند و او در چاه افتاد.
زن مصيبت زده خود را نگهداشت و گفت: تو فعلا بيا و از مهمانها پذيرايى كن سپس گوسفندى آورد و به او داد تا ذبح كند، زن در حال مصيبت و داغدارى براى ما غذا تهيه كرد، پس از صرف غذا نزديك آمد و گفت: هيچ كدام از شما قرآن مىدانيد؟ گفتم: بلى.
زن گفت: براى تسلاى خاطر من در مصيبت فرزندم چند آيه بخوان! من گفتم: خداوند مىفرمايد:
وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ[١].
«اى پيامبر! به صابرين بشارت بده. آنها كه هنگامى كه مصيبتى به آنها برسد مىگويند: ما از آن خدا هستيم و به سوى او بازمىگرديم. اينها كسانىاند كه الطاف و رحمت خدا شامل حال آنان شده و آنها هستند هدايت يافتگان.»
[١] - بقره: آيه ١٥٥ تا ١٥٧