آرامبخش دل داغديدگان (ترجمه مُسكّن الفؤاد شهيد ثاني) - جناتي، حسين - الصفحة ٢٨٥ - داستان فقيه بنى اسرائيل و مرگ همسرش
جبرئيل ٧ يا محمّد عش ما شئت فانّك ميّت و احبب من شئت فانّك مفارقه و اعمل ما شئت فانّك ملاقيه.[١]»
جابر بن عبد اللّه از رسول خدا ٦ نقل مىكند كه آن حضرت فرمود:
«جبرئيل امين به من گفت: اى محمّد ٦ هر طور كه ميل دارى زندگى كن، اما سرانجام بايد بميرى، هر كه را ميل دارى دوست داشته باش، ولى عاقبت بايد از وى جدا شوى.
هر عملى را كه مايلى در دنيا انجام بده، اما آنچه مىكنى در قيامت مشاهده خواهى كرد.»
داستان فقيه بنى اسرائيل و مرگ همسرش
٨- در روايت است كه در قوم بنى اسرائيل فقيه عابد، عالم و مجتهدى بود؛ وى زنى داشت كه بسيار مورد علاقهاش بود. آن زن وفات كرد، مرد فقيه از وفات همسرش بسيار اندوهناك شد و از شدت ناراحتى خانه خلوتى اختيار كرد و درب خانه را به روى خودش بست؛ از مردم كنارهگيرى كرد و با كسى تماس نمىگرفت.
اين خبر به گوش يكى از زنان بنى اسرائيل رسيد. آن زن براى دلدارى به آن مرد فقيه به طرف خانه او روانه شد، وقتى به منزل رسيد به ملازمان خانه آن فقيه گفت:
من سؤالى دارم كه بايد خصوصى و شفاهى از فقيه بپرسم لذا
[١] - مجمع الزوائد، ج ١٠، ص ٢١٩