آرامبخش دل داغديدگان (ترجمه مُسكّن الفؤاد شهيد ثاني) - جناتي، حسين - الصفحة ٣٠٩
و نيز عمويت حسين پسر فاطمه عليها السّلام مغلوب نمىشد و به وضع دلخراشى مظلوم وار كشته نمىشد و اگر چنين نبود خداوند عز و جل در قرآن كريم نمىفرمود:
وَ لَوْ لا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعارِجَ عَلَيْها يَظْهَرُونَ وَ لِبُيُوتِهِمْ أَبْواباً وَ سُرُراً عَلَيْها يَتَّكِؤُنَ.[١] «و اگر نه اين بود كه مردم همه يك نوع امتند ما (از پستى و بىقدرى دنيا) آنان كه كافر به خدا مىشوند (به مال فراوان) سقف خانههايشان را از نقره خام قرار مىداديم و چندين طبقه كه بر سقف با نردبان بالا روند و نيز بر منزلهايشان (از بزرگى و وسعت) درهاى بسيار و تختهاى «زرنگار» كه بر آن تكيه زنند قرار مىداديم (و عمارتشان را به زر و زيور مىآراستيم و اينها همه متاع دنياست و آخرت ابدى نزد خدا مخصوص اهل تقواست).» و اگر نه اين بود هرگز در حديث وارد نمىشد:
«لو لا ان يحزن المؤمن لجعلت للكافر عصابة من حديد فلا يتصدّع رأسه ابدا.»
اگر مؤمن محزون نمىشد كاسه سر كافران را از آهن قرار مىداديم تا هرگز دردسر نبيند.
و اگر چنين نبود در حديث وارد نمىشد كه:
«اذا احبّ اللَّه قوما او احبّ عبدا صبّ عليه البلاء صبّا فلا يخرج
[١] - زخرف: ٣٣ و ٣٤