آرامبخش دل داغديدگان (ترجمه مُسكّن الفؤاد شهيد ثاني) - جناتي، حسين - الصفحة ٢٢١ - ١ - حكايت بلا و گرفتارى حضرت ايوب
فصل
علاوه بر اين كه در پايان باب صبر، حالات عدهاى از صابران ذكر شد در اين فصل نيز حالات عدهاى ديگر از بزرگان سلف كه راضى به قضا و قدر الهى بودند ذكر مىگردد، با اين تفاوت كه بيشتر آنچه را در باب صبر در مورد حالات بزرگان ذكر شد مربوط به صبر و رضاى كسانى بود كه در خصوص مرگ فرزند صبر نمودند، ولى در اين باب به طور عموم داستان و حكايات كسانى كه به بلا مبتلا شدند ذكر مىشود خواه مصيبت مرگ فرزند باشد يا غير آن.
١- حكايت بلا و گرفتارى حضرت ايوب ٧
وقتى كه بلا و گرفتارى حضرت ايوب ٧ شدت يافت عيال آن حضرت به او گفت: آيا دعا نمىكنى كه خداوند بلا را از تو برطرف نمايد؟
حضرت ايوب فرمود: اى زن! من هفتاد سال در حال رفاه و آسايش زندگى كردم، حال مايلم كه هفتاد سال در بلا و گرفتارى باشم تا شايد بتوانم شكر نعمتهاى گذشته را ادا كنم و صبر كردن در برابر بلا براى من سزاوارتر است.