آرامبخش دل داغديدگان (ترجمه مُسكّن الفؤاد شهيد ثاني) - جناتي، حسين - الصفحة ٢٥٩ - فصل اين فصل در مورد نوحه سرايى براى مردگان است و اين كه نوحه سرايى اگر با سخن نيكو و راست باشد جايز است
در روايت معتبر آمده است كه آن مخدره مشتى از خاك پاك آن قبر مطهر گرفت و بر ديدگان خود گذاشت و گفت:
|
«ما ذا على من شمّ تربة احمد |
ان لا يشمّ مدى الزّمان غواليا |
|
|
صبّت علىّ مصائب لو انّها |
صبّت على الأيّام صرن لياليا. |
|
[١]»
«سزاوار است كسى كه تربت احمد را بوييد در طول روزگار عطرى نبويد. ناگواريها و مصيبتهاى كه بر من اصابت كرده اگر بر روزهاى روشن وارد شده بود شب تار مىگرديد.» ٢ دليل ديگر بر تجويز نوحه سرايى اين است كه چنان كه قبلا گفته شد، پيغمبر ٦ به عدهاى از انصار كه براى شهداى خود در جنگ احد گريه مىكردند فرمود: عمويم حمزه گريهكننده ندارد و خود حضرت نيز گريست. حضرت با اين عمل هم گريه و نوحه خانواده شهدا را تأييد كرد و هم تلويحا دستور داد كه بر عمويش حمزه نيز گريه كنند.
٣ سومين دليل بر تجويز نوحهسرايى اين است كه وقتى مغيره وفات كرد ام سلمه از پيغمبر ٦ اجازه خواست كه براى مغيره نوحه سرايى كند پيغمبر ٦ به او اجازه داد كه او در وفات پسر عمويش مرثيهخوانى كند. ام سلمه چند بيت شعر به عنوان مرثيه در مرگ
[١] - روضة الواعظين، ص ٧٥. المناقب، ج ١، ص ٢٤٢