آرامبخش دل داغديدگان (ترجمه مُسكّن الفؤاد شهيد ثاني) - جناتي، حسين - الصفحة ٢٧ - وجه اول تدبر در عدل و حكمت خداوند
وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ كِتاباً مُؤَجَّلًا[١] «هيچ كس جز به فرمان خدا نمىميرد و اين سرنوشتى است تعيين شده.» نيز مىفرمايد:[٢] قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلى مَضاجِعِهِمْ «پيغمبرم! در جواب آن منافقان سست ايمان كه مىگفتند اگر ما بر حق بوديم در اينجا (يعنى جنگ احد) اين همه كشته نمىداديم، بگو اگر هم در خانههاى خود مىبوديد آنهايى كه كشته شدن در سرنوشتشان بود به بسترشان مىريختند (و آنها را به قتل مىرساندند).» و در سوره زمر آيه ٤٢ مىفرمايد: اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها؛ «خدا است كه جانها را در وقت مرگ آنها مىگيرد.» در آيات زياد ديگرى نيز مرگ را از كارهاى خداوند متعال مىشمارد.[٣] پس قطعا ثابت شد كه مرگ يكى از كارهاى خداوند حكيم است و كار حكيم نيز از روى حكمت و مصلحت است و اگر خداوند صلاحيت و فايده بنده ضعيف غافل از مصلحت را در نظر نمىگرفت
[١] - آل عمران: ١٤٥
[٢] - آل عمران- ١٥٤
[٣] - اگر در قرآن گاهى اين كار را به ملائكه يا ملك الموت نسبت مىدهد به اعتبار اين است كه آنها مأمور خدايند و به اذن او قبض روح مىكنند در حقيقت قابض و متوفّى و ميراننده حقيقى خدا است.