آرام‌بخش دل داغديدگان (ترجمه مُسكّن الفؤاد شهيد ثاني)
(١)
فهرست
٣ ص
(٢)
پيشگفتار
١٣ ص
(٣)
مشخصات كتاب مسكن الفؤاد
١٣ ص
(٤)
مقدمه
١٣ ص
(٥)
باب اول
١٣ ص
(٦)
باب دوم
١٤ ص
(٧)
باب سوم
١٤ ص
(٨)
باب چهارم
١٤ ص
(٩)
خاتمه
١٥ ص
(١٠)
گذرى كوتاه به زندگانى شهيد ثانى
١٧ ص
(١١)
كرامات شهيد ثانى
١٨ ص
(١٢)
جريان شهادت آن فقيه اهل بيت
١٨ ص
(١٣)
علت اشتهار لقب شهيد اول و ثانى
٢٠ ص
(١٤)
سبب تأليف و وجه نامگذارى كتاب مسكن الفؤاد
٢٢ ص
(١٥)
مقدمه كتاب
٢٤ ص
(١٦)
وجه اول تدبر در عدل و حكمت خداوند
٢٥ ص
(١٧)
وجه دوم از موجبات رضا به قضاى الهى
٢٩ ص
(١٨)
وجه سوم از موجبات رضا به قضاى الهى
٣٢ ص
(١٩)
ضرب المثل مرد خرابهنشين
٣٥ ص
(٢٠)
مقايسه عذابهاى دنيا با عذابهاى آخرت
٣٦ ص
(٢١)
وجه چهارم؛ بىصبرى باعث انحطاط آدمى از مقام رضاست
٣٧ ص
(٢٢)
گريه كردن بر مرگ اقارب اگر متضمن اعتراض نباشد عيبى ندارد
٣٩ ص
(٢٣)
وجه پنجم؛ مصيبتها و مشكلات انبيا و اوليا از همه بيشتر بود
٤٠ ص
(٢٤)
باب اول در بيان عوضها
٥١ ص
(٢٥)
پاداش كسى كه سه كودكش بميرند
٥٣ ص
(٢٦)
پاداش كسى كه در مرگ فرزند صبر كند
٥٤ ص
(٢٧)
برتر بودن يك فرزند از پيش فرستاده از هفتاد فرزند مجاهد بعد از خود
٥٤ ص
(٢٨)
پاداش مؤمن در مرگ فرزند بهشت است
٥٥ ص
(٢٩)
پاداش مصيبت ديده بهشت است
٥٥ ص
(٣٠)
بلا در جان فرزند و مال باعث آمرزش گناهان است
٥٦ ص
(٣١)
خداوند به وسيله بلا بنده را به مقام در آن جهان مىرساند
٥٦ ص
(٣٢)
پنج چيز ارزشمند و پر قيمت
٥٧ ص
(٣٣)
قضيه خواب پيامبر
٥٨ ص
(٣٤)
تحصن سقط جنين كنار درب بهشت
٥٨ ص
(٣٥)
تحصن سقط جنين جهت شفاعت پدر و مادر
٥٩ ص
(٣٦)
شفاعت سقط جنين پذيرفته مىشود
٦٠ ص
(٣٧)
فرزند تازه زاييده مادر خود را به سوى بهشت مىكشد
٦٢ ص
(٣٨)
برترى يك كودك پيش فرستاده از صد فرزند مجاهد
٦٢ ص
(٣٩)
برترى يك سقط جنين پيش فرستاده از صد فرزند مجاهد بعد از خود
٦٣ ص
(٤٠)
سخنان رسول اكرم
٦٣ ص
(٤١)
تحصن اطفال در قيامت و خطاب پروردگار به آنها
٦٣ ص
(٤٢)
استقبال كودكان با جامهاى شراب از پدر و مادر در قيامت
٦٤ ص
(٤٣)
منظره ديگر از تحصن اطفال در قيامت و خطاب پروردگار به آنها
٦٥ ص
(٤٤)
سخنان پيامبر
٦٦ ص
(٤٥)
ايضا سخنان پيامبر
٦٨ ص
(٤٦)
گفتگوى رسول اكرم
٦٩ ص
(٤٧)
طفل در قيامت در بهشت را به سوى پدر و مادر مىگشايد
٧٠ ص
(٤٨)
استقبال كودك از پدر در قيامت با جامى از شراب
٧٢ ص
(٤٩)
خانه حمد در بهشت
٧٣ ص
(٥٠)
كودكان پيش فرستاده سپر محكم براى پدر و مادر
٧٤ ص
(٥١)
هر كس در مرگ فرزند صبر كند بهشت بر او واجب مىگردد
٧٥ ص
(٥٢)
كودكان پيش فرستاده پدر و مادر را از آتش جهنم حفظ مىكنند
٧٦ ص
(٥٣)
گفتار رسول اكرم
٧٦ ص
(٥٤)
گفتگوى پيامبر
٧٧ ص
(٥٥)
ايضا گفتار پيامبر
٧٨ ص
(٥٦)
صبر در مرگ فرزند باعث نجات از آتش جهنم است
٧٩ ص
(٥٧)
گفتگوى پيامبر
٧٩ ص
(٥٨)
ايضا گفتگوى پيامبر
٨٠ ص
(٥٩)
گفتگوى پيامبر
٨١ ص
(٦٠)
كسى كه سه طفلش بميرد آتش جهنم بر او حرام مىشود
٨٣ ص
(٦١)
حديث ابو ذر در تبعيدگاه ربذه
٨٤ ص
(٦٢)
حكايت زن داغديدهاى كه پيامبر
٨٦ ص
(٦٣)
متعلقات باب اول
٨٨ ص
(٦٤)
فصل در اين فصل قضايا و حكاياتى كه متعلق و متناسب اين باب است ذكر مىگردد
٨٨ ص
(٦٥)
1 - حكايت اندوه حضرت داود بر مرگ فرزند خويش
٨٨ ص
(٦٦)
2 - حكايت خواب داود بن هند پيرامون ميزان حساب
٨٩ ص
(٦٧)
3 - حكايت كسى كه براى مرگ فرزندش دعا كرد و قومش آمين گفتند
٨٩ ص
(٦٨)
4 - حكايت مرگ پسر 11 ساله حافظ قرآن و جريان خواب پدر او
٩١ ص
(٦٩)
5 - حكايت خواب شخصى كه حاضر نمىشد ازدواج كند
٩١ ص
(٧٠)
6 - حكايت مردى كه نامه نوشت كه آن را كنار سر پيامبر دفن كنند
٩٣ ص
(٧١)
باب دوم در مورد صبر
٩٥ ص
(٧٢)
اوصاف صابرين در قرآن
٩٨ ص
(٧٣)
صبر از نظر احاديث و روايات
١٠١ ص
(٧٤)
صبر و يقين از ارزنده ترين چيزها است
١٠١ ص
(٧٥)
ملحقات باب دوم
١٢٠ ص
(٧٦)
فصل
١٢٠ ص
(٧٧)
ضربت زدن بر ران هنگام مصيبت باعث نابودى اجر است
١٢٠ ص
(٧٨)
بر پشت دست زدن به هنگام مصيبت اجر را از بين مىبرد
١٢١ ص
(٧٩)
فصل
١٢٤ ص
(٨٠)
هر گاه بر اهل بيت
١٢٤ ص
(٨١)
از صبر و نماز يارى و كمك بجوييد
١٢٤ ص
(٨٢)
فصل
١٣٠ ص
(٨٣)
بلا زينت مؤمن است
١٣١ ص
(٨٤)
در زير آتشهاى بلا انوار نعمت است
١٣١ ص
(٨٥)
خداوند هيچ كس را قبل از ابتلاء ستايش نكرد
١٣٢ ص
(٨٦)
صبر براى مؤمن مانند زانوبند براى شتر است
١٣٣ ص
(٨٧)
فصل
١٣٥ ص
(٨٨)
صبر نمايانگر نورانيت و صفاى باطن است
١٣٦ ص
(٨٩)
هر كس ادعاى صابريت مىكند ولى
١٣٦ ص
(٩٠)
تفاوت حالات افراد در مورد صبر
١٣٧ ص
(٩١)
گفتار حضرت خضر به حضرت موسى
١٣٨ ص
(٩٢)
صبر عوام و صبر خواص
١٣٨ ص
(٩٣)
فصل در اين فصل مختصرى از حالات گذشتگان و صبر و بردبارى پيشينيان به هنگام مرگ فرزندان و دوستانشان ذكر مىگردد
١٤٠ ص
(٩٤)
1 - حكايت ابن مسعود و سه فرزند عزيزش
١٤١ ص
(٩٥)
2 - حكايت ديگر از ابن مسعود و اشتياق او به داغ فرزند
١٤١ ص
(٩٦)
3 - گفتار ابو ذر در مرگ فرزندان خويش
١٤٣ ص
(٩٧)
4 - شخصى كه هفت فرزندش در يك روز به مرض طاعون مردهاند
١٤٤ ص
(٩٨)
5 - سخنان حكمتآميز معاذ در مرگ فرزند خويش
١٤٤ ص
(٩٩)
6 - حكايت افتادن سيخ كباب به سر فرزند امام سجاد
١٤٦ ص
(١٠٠)
7 - داستان حلم و بردبارى قيس بن عاصم هنگام مشاهده جسد مقتول فرزندش
١٤٧ ص
(١٠١)
8 - سخنان ابو ذر سر قبر فرزند خويش
١٤٨ ص
(١٠٢)
9 - حكايت ثروتمندى كه در يك شب همه چيزش از دست رفت
١٤٩ ص
(١٠٣)
10 - سخنان عياض در مرگ فرزند خويش
١٥٠ ص
(١٠٤)
11 - گفتار حكيمانه فضيل در مرگ فرزند خود
١٥٠ ص
(١٠٥)
12 - گفتار پدر دو شهيد به هنگام شنيدن خبر شهادت فرزندانش
١٥١ ص
(١٠٦)
13 - حكايت پدرى كه در مرگ پسرش لباس نو پوشيد
١٥١ ص
(١٠٧)
14 - داستان شگفتانگيز صبر پدرى در مرگ فرزند خويش
١٥٢ ص
(١٠٨)
15 - حالت نشاط پدرى در مرگ سه فرزند خويش
١٥٣ ص
(١٠٩)
16 - داستان شگفتانگيز حكيم و نابيناى مفلوج
١٥٣ ص
(١١٠)
17 - سخنان حكيمانه پدرى بعد از دفن فرزند خويش
١٥٦ ص
(١١١)
18 - حكايت عمر بن عبد العزيز در وفات پسر، برادر و غلام
١٥٧ ص
(١١٢)
فصل در اين فصل چند نمونهاى از صبر و بردبارى عدهاى از زنان ذكر مىگردد
١٦٠ ص
(١١٣)
1 - داستان زن ابو طلحه انصارى
١٦٠ ص
(١١٤)
2 - داستان زنى كه فرزندش پس از مرگ زنده شد
١٦٤ ص
(١١٥)
3 - داستان بنده سياه پوست و حضرت موسى
١٦٥ ص
(١١٦)
4 - حكايت خون چكيدن از پستان اسماء بنت عميس در خبر شهادت فرزندش
١٦٧ ص
(١١٧)
5 - داستان بانويى كه خبر شهادت برادر و شوهرش را شنيد
١٦٨ ص
(١١٨)
6 - حكايت صبر صفيه در شهادت برادرش حمزه سيد شهداى احد
١٦٩ ص
(١١٩)
7 - سخن مادر داغديدهاى در شهادت فرزندش
١٧٠ ص
(١٢٠)
8 - بانويى كه برادر، پدر، شوهر و پسرش در احد شهيد شدند
١٧١ ص
(١٢١)
9 - خاطرات بانويى كه شوهر و پدر و برادرش در جنگ احد شهيد شدند
١٧١ ص
(١٢٢)
10 - گفتگوى مادر دو شهيد با پيامبر
١٧٢ ص
(١٢٣)
11 - در شهادت فرزندم به من تبريك بگوييد
١٧٣ ص
(١٢٤)
12 - داستان پيرزنى در مرگ تنها فرزند خويش
١٧٣ ص
(١٢٥)
13 - حكايت بانويى كه سه پسرش در جنگ خيبر شهيد شدند
١٧٤ ص
(١٢٦)
14 - حكايت شگفت انگيز مادر شهيدى كه گيسوانش را براى بند اسب رزمندگان هديه كرد
١٧٥ ص
(١٢٧)
15 - جزع و فزع اجر را از بين مىبرد
١٧٩ ص
(١٢٨)
16 - سخنان حكمت آميز مادرى در مرگ فرزند خويش
١٧٩ ص
(١٢٩)
17
١٨٠ ص
(١٣٠)
18 - حكايت صبر بانويى كه مال و غلام و فرزندش از دستش رفته بود
١٨٠ ص
(١٣١)
19 - داستان بانويى ديگر كه مال و غلام و فرزندانش را از دست داد
١٨١ ص
(١٣٢)
20 - داستان بانويى كه فرزندش در چاه آب غرق شد
١٨٢ ص
(١٣٣)
21 - صبر بانويى در مرگ فرزند خويش
١٨٤ ص
(١٣٤)
22 - حكايت شگفت انگيز صبر بانويى در مرگ دلخراش دو فرزند و شوهرش
١٨٥ ص
(١٣٥)
23 - سخن حكيمانه مادرى در مرگ فرزند خود
١٨٧ ص
(١٣٦)
باب سوم پيرامون رضا و خشنودى از خدا
١٨٩ ص
(١٣٧)
عدهاى در قيامت از قبرشان به طرف بهشت پرواز مىكنند
١٩٥ ص
(١٣٨)
هر كس از خدا راضى باشد خدا نيز از او راضى است
١٩٧ ص
(١٣٩)
غم و اندوه بر متاع دنيا شيرينى مناجات را از دل مىبرد
١٩٨ ص
(١٤٠)
صبر و بردبارى در برابر مشكلات باعث خشنودى خدا است
١٩٩ ص
(١٤١)
اعتراض به مقدرات الهى باعث خشم خدا است
١٩٩ ص
(١٤٢)
اگر تسليم ارادهام نشوى تو را به رنج مىاندازم
٢٠١ ص
(١٤٣)
اولين كسانى كه به سوى بهشت دعوت مىشوند
٢٠١ ص
(١٤٤)
گفتار عجيب ابن مسعود در مورد چون و چرا به كار خدا
٢٠٢ ص
(١٤٥)
آرامش در رضا و يقين و ناراحتى در شك مىباشد
٢٠٢ ص
(١٤٦)
مقام رضا و خشنودى از بالاترين مقامات است
٢٠٣ ص
(١٤٧)
اعتراض به مقدرات خدا با بندگى سازگار نيست
٢٠٤ ص
(١٤٨)
حكايت جابر و امام باقر
٢٠٥ ص
(١٤٩)
بالاترين طاعت صبر و خرسندى از كار خدا است
٢٠٦ ص
(١٥٠)
داناترين مردم كسى است كه به مقدرات خدا راضىتر باشد
٢٠٧ ص
(١٥١)
تمام خوشىها و ناخوشىها براى مؤمن خير و لطف خداست
٢٠٨ ص
(١٥٢)
علامت مؤمن اين است كه به مقدرات خدا راضى باشد
٢٠٩ ص
(١٥٣)
ملحقات باب سوم
٢١١ ص
(١٥٤)
فصل
٢١١ ص
(١٥٥)
فصل
٢١٤ ص
(١٥٦)
رضاى مقربين
٢١٥ ص
(١٥٧)
فصل
٢٢١ ص
(١٥٨)
1 - حكايت بلا و گرفتارى حضرت ايوب
٢٢١ ص
(١٥٩)
2 - حكايت مردى كه مرض جذام، دست و پا و چشم و كوشش را از بين برد
٢٢٢ ص
(١٦٠)
3 - حكايت مرد نابينا، مفلوج و مجذوم با حضرت عيسى
٢٢٢ ص
(١٦١)
4 - حكايت نابيناى مجذوم كه مورچهها گوشت بدنش را مىخوردند
٢٢٣ ص
(١٦٢)
5 - حكايت شخصى كه پايش را مرض خوره قطع كرده بود
٢٢٤ ص
(١٦٣)
6 - شخصى كه مىگفت از مقام رضا فقط بويى به مشامم خورد
٢٢٤ ص
(١٦٤)
7 - اگر خدا مرا پل جهنم قرار دهد هرگز اعتراض نخواهم كرد
٢٢٥ ص
(١٦٥)
8 - حكايت شخصى كه 30 سال در مرض استسقا بر پشت خوابيده بود
٢٢٥ ص
(١٦٦)
9 - حكايت شخصى كه چند روز غذا نخورده بود
٢٢٦ ص
(١٦٧)
10 - حكايت شخصى كه مدت 60 سال مريض بود
٢٢٧ ص
(١٦٨)
11 - حكايت شخصى كه به مرض سخت و فقر مبتلا گرديد
٢٢٧ ص
(١٦٩)
فصل
٢٢٨ ص
(١٧٠)
دعا با رضا و تسليم منافات ندارد
٢٢٨ ص
(١٧١)
وظايف دعاكننده
٢٢٩ ص
(١٧٢)
باب چهارم در مورد گريه كردن بر مرگ اقارب و فرزندان
٢٣٣ ص
(١٧٣)
گريههاى امام سجاد
٢٣٥ ص
(١٧٤)
گريه پيامبر
٢٣٦ ص
(١٧٥)
گريه من بر ابراهيم گريه رحمت است
٢٣٨ ص
(١٧٦)
گرفتن آفتاب ربطى به مرگ فرزندم ندارد
٢٣٩ ص
(١٧٧)
ابراهيم ريحانهام بود
٢٤٠ ص
(١٧٨)
گريه پيامبر
٢٤٠ ص
(١٧٩)
گريه پيامبر
٢٤١ ص
(١٨٠)
گريه پيامبر
٢٤١ ص
(١٨١)
گريه پيامبر
٢٤١ ص
(١٨٢)
گريه پيامبر
٢٤٢ ص
(١٨٣)
گريه پيامبر
٢٤٣ ص
(١٨٤)
ايضا گريه پيامبر
٢٤٤ ص
(١٨٥)
گريه پيامبر
٢٤٥ ص
(١٨٦)
گريه پيامبر
٢٤٦ ص
(١٨٧)
گريه پيامبر
٢٤٧ ص
(١٨٨)
گريه پيامبر
٢٤٨ ص
(١٨٩)
گريه پيامبر
٢٤٨ ص
(١٩٠)
گريه پيامبر
٢٤٩ ص
(١٩١)
درخواست حضرت ابراهيم
٢٥٠ ص
(١٩٢)
متعلقات باب چهارم
٢٥١ ص
(١٩٣)
فصل در اين فصل چند حديث و روايت در مذمت صورت خراشيدن و گريبان پاره كردن و داد و فرياد به واى و ثبور بلند كردن به هنگام مصيبت ذكر مىگردد
٢٥١ ص
(١٩٤)
فصل اين فصل در مورد فضيلت و استحباب استرجاع است
٢٥٤ ص
(١٩٥)
فصل اين فصل در مورد نوحه سرايى براى مردگان است و اين كه نوحه سرايى اگر با سخن نيكو و راست باشد جايز است
٢٥٨ ص
(١٩٦)
وصيت امام باقر
٢٦٠ ص
(١٩٧)
نوحه سرايى باطل و حرام
٢٦١ ص
(١٩٨)
خاتمه
١٥ ص
(١٩٩)
اهميت و فضيلت تسليت به مصيبتزده
٢٦٦ ص
(٢٠٠)
ثواب تسليت به مصيبت ديده
٢٦٧ ص
(٢٠١)
ثواب دلدارى دادن به محزون
٢٦٨ ص
(٢٠٢)
ثواب مصافحه هنگام تعزيت
٢٦٩ ص
(٢٠٣)
اجر و پاداش عيادت مريض
٢٦٩ ص
(٢٠٤)
پاداش تسليت به زن جوان مرده
٢٧٠ ص
(٢٠٥)
ثواب عيادت مريض و تشييع جنازه
٢٧١ ص
(٢٠٦)
فصل كيفيت تسليت و تهنيت گفتن
٢٧٤ ص
(٢٠٧)
تسليت نامه پيامبر
٢٧٤ ص
(٢٠٨)
تسليت جبرئيل
٢٧٧ ص
(٢٠٩)
تسليت ملائكه به اهل بيت
٢٧٨ ص
(٢١٠)
تسليت حضرت خضر
٢٧٩ ص
(٢١١)
فصل در اين فصل نيز احاديث و قضايايى در مورد مصيبتها ذكر مىگردد
٢٨١ ص
(٢١٢)
هنگام مصيبت، مصيبت پيامبر را به ياد آوريد
٢٨١ ص
(٢١٣)
مصيبت فقدان پيامبر
٢٨٢ ص
(٢١٤)
تسليت نامه امام حسن
٢٨٢ ص
(٢١٥)
مصيبت حقيقى آن است كه مصيبت ديده از اجرش محروم گردد
٢٨٣ ص
(٢١٦)
فرمايش امام صادق
٢٨٤ ص
(٢١٧)
انسان عمل خود را در قيامت مشاهده مىكند
٢٨٤ ص
(٢١٨)
داستان فقيه بنى اسرائيل و مرگ همسرش
٢٨٥ ص
(٢١٩)
تأثر حضرت سليمان در مرگ فرزند و آمدن دو ملك
٢٨٧ ص
(٢٢٠)
تأثر قاضى بنى اسرائيل در مرگ فرزند خويش و آمدن دو ملك
٢٨٨ ص
(٢٢١)
جوانى كه هر روز پدر و مادر مفلوج خود را به مسجد مىبرد
٢٨٩ ص
(٢٢٢)
كوچك شدن مصيبتها با ياد آتش جهنم
٢٩٠ ص
(٢٢٣)
فصل(در اين فصل چند نمونهاى از آيات و روايات در فضيلت بلا و اين كه بلا نوعا يكى از الطاف الهى است بيان مىگردد )
٢٩١ ص
(٢٢٤)
خداوند دوستانش را به بلا مبتلا مىفرمايد
٢٩٣ ص
(٢٢٥)
بلا براى بندگان خالص تحفه الهى است
٢٩٤ ص
(٢٢٦)
خداوند دوستان خود را در درياى شدائد غوطهور مىسازد
٢٩٤ ص
(٢٢٧)
خداوند درخواست دوستانش را براى آنها ذخيره مىفرمايد
٢٩٥ ص
(٢٢٨)
بلاى بزرگ پاداشش نيز بزرگ است
٢٩٥ ص
(٢٢٩)
هر كس به اندازه ظرفيت ايمانش مبتلا به گرفتارى مىشود
٢٩٦ ص
(٢٣٠)
مؤمن به هر بلايى مبتلا مىشود حتى مرض جذام و پيسى
٢٩٦ ص
(٢٣١)
مؤمن اگر پاداش بلا را بداند آرزو مىكند
٢٩٨ ص
(٢٣٢)
بلا براى مؤمن هديه خداست
٢٩٩ ص
(٢٣٣)
داستان شخصى كه مرغش تخم گذاشت و تخم افتاد
٢٩٩ ص
(٢٣٤)
متن تسليت نامه امام صادق
٣٠١ ص
 
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص

آرام‌بخش دل داغديدگان (ترجمه مُسكّن الفؤاد شهيد ثاني) - جناتي، حسين - الصفحة ٢٣٨ - گريه من بر ابراهيم گريه رحمت است

شد مصيبت تو را تحمل مى‌كنيم و ما براى تو محزونيم.

گريه من بر ابراهيم گريه رحمت است‌

از جابر بن عبد اللّه انصارى رضى اللَّه عنه نقل شده است كه گفت: رسول خدا ٦ دست عبد الرحمن بن عوف را گرفت و به نزد فرزندش ابراهيم برد، ابراهيم در حال جان دادن بود. حضرت او را در دامن خود گذاشت و فرمود: اى فرزند عزيزم! من در اين حال مالك اختيار تو نيستم، هيچ كارى از دست من براى تو ساخته نيست و اشك از ديدگان مبارك حضرت جارى شد.

عبد الرحمن به حضرت عرض كرد: يا رسول اللَّه! آيا شما گريه مى‌كنيد مگر خود شما گريه كردن در مصيبت را نهى نفرموديد؟

حضرت فرمود: من از دو نوع صدا و ناله زشت نهى كردم.

١- صداى آوازه‌خوانى لهو و لعب و موسيقى شيطانى.

٢- صدايى به هنگام مصيبت كه توأم با خراشاندن صورت و پاره كردن گريبان و ناله اعتراض آميز شيطانى باشد.

اما گريه من بر مرگ ابراهيم گريه رحمانى است،

«و من لا يرحم لا يرحم»

؛ «كسى كه رحم نكند و ترحم نداشته باشد مورد مرحمت خداوند واقع نمى‌شود.» آن گاه حضرت خطاب به فرزندش فرمود: اگر نه اين بود كه مرگ حق است و وعده خدا راست و مرگ راهى است به سوى خدا و اين كه آخرين ما به اولين ملحق مى‌شوند، هر آينه حزن ما در مرگ تو اى ابراهيم بسيار شديد مى‌شد. ولى چون راهى‌