آرامبخش دل داغديدگان (ترجمه مُسكّن الفؤاد شهيد ثاني) - جناتي، حسين - الصفحة ٢١٧ - رضاى مقربين
را درك مىكند. لذا اگر به ديده بصيرت بنگرد مىفهمد كه پايان زندگى دنيا نابود شدن نيست بلكه از جاى كوچكتر به جاى بزرگتر رفتن و تغيير مكان دادن است و بعد از مرگ نزد خداوند زنده، خوشحال، مسرور و متنعم به نعمت خدا است، آگاهىهايش زيادتر مىگردد و چيزهايى بر او كشف مىگردد. اين مطلب امر روشن و واضحى است.
بسيارى از آثار و حالات و گفتار محبان خدا كه قسمتى از آنها در آينده ذكر مىگردد، دلالت بر اين مطلب دارد. اين مرتبه از رضا، رضاى مقربين است.
درجه نهايى رضا اين است كه شخص احساس خود را باطل و نابود نمايد و هيچ گونه احساس درد در برابر بلاها و مصيبت نكند.
مانند كسى كه در حال غضب مشغول جنگ است يا مثل كسى كه به شدت از صحنهاى بترسد چگونه وقتى جراحتى در اين حالات يعنى در حال جنگ يا در حال وحشت شديد بر او وارد مىشود هيچ متوجه نمىشود، وقتى خون از محل جراحت جارى مىگردد آن وقت متوجه مىشود كه جراحتى بر او وارد شده است.
يا اين كه براى كار بسيار مهمى مىدود و در حال دويدن خار به پايش مىرود و جراحتى بر پايش وارد مىشود ولى چون مشغول دويدن است متوجه نمىشود و درد آن را احساس نمىكند.
مثال ديگر اين كه، حجّام با تيغ كندى او را حجامت كند، و يا با تيغ كند موهاى سرش را بتراشد و او چون توجه به نتيجه و فوايد