آرامبخش دل داغديدگان (ترجمه مُسكّن الفؤاد شهيد ثاني) - جناتي، حسين - الصفحة ١٥٩ - ١٨ - حكايت عمر بن عبد العزيز در وفات پسر، برادر و غلام
خداوند رحمتت كند اى فرزند عزيز! تو براى من فرزند خوبى بودى و دوست نداشتم به اين زودى دعوت و خواسته مرا اجابت كنى.
فرزند ديگر عمر بن عبد العزيز قبل از عبد الملك وفات كرده بود او بالاى سر فرزندش رفته و پارچه را از صورتش برداشته و به صورتش نگاه مىكرد و بسيار متاثر شده بود. در اين هنگام پسرش عبد الملك سر رسيد وقتى حالت پدر را مشاهده كرد گفت: اى پدر! مرگ فرزند تو را از وظيفهات غافل نكند و مردن خودت را فراموش مكن كه روزى تو هم مانند او بايد بميرى. عبد الملك مواعظى چند به پدرش كرد كه اشك از چشمان پدرش جارى شد.
عمر گفت: خداوند رحمت كند تو را كه چقدر فرزند بابركتى هستى به خدا قسم كه من هيچ واعظى را نديدم كه موعظهاش از موعظه تو مفيدتر و مؤثرتر باشد[١].
[١] - عمر بن عبد العزيز يكى از خلفاى بنى اميه است كه در سال ٩٩ هجرى به خلافت رسيد و او نسبتا مردى زاهد و اهل عبادت بود و كارهاى نيكويى انجام داده است وقتى به خلافت رسيد اولين كارى كه كرد اين بود كه در سرتاسر كشور پهناور اسلامى كه ايران از آن جمله بود بخشنامه كرد كه كسى حق ندارد در خطبههاى نماز جمعه به على و فرزندانش فحش دهد چون از جمله سنتهاى زشتى كه معاويه تاسيس كرده بود اين بوده است كه ائمه جمعه را موظف كرده بود كه در خطبههاى نماز جمعه به على و فرزندانش فحش دهند و اين عمل شوم را به عنوان يك شعار اسلامى جزء خطبههاى نماز جمعه قرار داده بود كه اگر بعضى از ائمه جمعه فراموش مىكردند موظف بودند كه در هر مكان يادشان آمد آن فحش را اعاده كنند.
صاحب كتاب كنز الفوائد مىگويد: يكى از ائمه جمعه فراموش كرد كه در خطبههاى نماز به على و فرزندانش فحش دهد بعد از اين كه نماز تمام شد و به طرف منزلش مىرفت در بين راه يادش آمد و متحير شد كه چه كند آيا نمازش اشكال دارد يا نه وقتى كه مسألهاش را پرسيد گفتند نماز اشكالى ندارد ولى در هر مكانى يادش آمد بايد بلافاصله فحش را اعاده كند لذا نويسنده كتاب مذكور مىگويد به شكرانه اين يادآورى در آن مكان مسجدى ساختند به نام مسجد« ذكر» يعنى مسجد يادآورى مسجد يادآورى فحش به على و فرزندان آن حضرت!!! و اين روش شوم تا زمان عمر بن عبد العزيز يعنى حدود ٦٠ سال ادامه داشت و در اين مدت دشمنان على به اين شعار خو گرفته بودند حتى اين كه در يكى از شهرهاى معروف ايران كه در آن زمان ناصبى زياد داشت وقتى بخشنامه عمر بن عبد العزيز به آنها رسيد درخواست تمديد فحش نمودند و گفتهاند حد اقل ٦ ماه ديگر به ما مهلت دهيد تا به على و فرزندانش فحش دهيم سپس از آن تاريخ به بعد قدغن كنيد.
على أي حال عمر بن عبد العزيز در آن بخشنامه دستور داد كه عوض فحش بر على آيه رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ لِإِخْوانِنَا و آيه إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ را در خطبههاى نماز جمعه قرائت كنند. و از جمله كارهاى نيكوى ديگر او اين بود كه فدك را به اهل بيت پيغمبر ٦ برگرداند و ديگر اين كه به اهل بيت و فرزندان على ٧ احترام مىكرد و متعرض آنها نمىشد و كارهاى خير ديگرى نيز انجام داده است. لذا عدهاى از او تمجيد كردهاند و اگر خلافت را كه حق مسلم امام باقر ٧ بود نيز به آن حضرت واگذار مىكرد مورد تمجيد عموم واقع مىشد.