وضعيت اسف بار پسران - ساكس، لئونارد؛ مترجم نرگس سادات چاوشي - الصفحة ٢٦
به نظر مىرسد عامل اساسى نگرانى، خونسردى پسران است.
مادرى به پسرش مىگفت: تو بايد مراقب نمرههايى كه مىگيرى باشى؛ زيرا نمره بسيار مهم است. ولى پسر چهارده سالهاش او را از اين واقعيت آگاه مىسازد كه: «دختران به آوردن نمره خوب بيشتر اهميت مىدهند، درحالىكه اغلب پسران نگران نمرههايشان نيستند.»
در واقع؛ براى بسيارى از پسران، بىتوجّهى نسبت به هر چيزى، شرط پذيرفته شدن در گروه دوستان همسال است. اين نوع نگرش، جديد است. در ابتداى فصل بعد، جزييات واقعىترى را نسبت به آن شرح خواهيم داد.
من بيزارى از مدرسه را منحصراً بين پسران سياه پوست و لاتين از خانوادههاى كم درآمد ديده بودم. امّا امروزه خشونت شامل پسران سفيدپوست، آسيايى و خانوادههاى ثروتمند هم مىشود، كه اين هم موضوعى جديد است. اگر شما همسن و سال من يا قدرى بزرگتر از من باشيد، مىتوانيد ٤٠ سال قبل را به ياد آوريد، هنگامىكه گروه (پسران ساحلى) «بيچ بويز»[١] موفقيت بزرگى را از اجراى ترانه «با مدرسهات صميمى باش» كسب كردند.
«با مدرسهات صميمى باش همانطور كه با دوستت صميمى هستى.» اين ترانه، پسرى را توصيف مىكند كه از پوشيدن لباس فرم مدرسه
كه حروف اول نام مدرسه روى آن نقش بسته، احساس غرور مىكند. پسرى كه تأكيد مىكند وفادارى و صميميت با مدرسه، معادل اشتياقى است كه
[١] -Beach Boys