وضعيت اسف بار پسران - ساكس، لئونارد؛ مترجم نرگس سادات چاوشي - الصفحة ١٤٨
كاهش توجّه و بيشفعّالى است و به او داروى ضد بيشفعّالى مىدهيد، اگر مؤثّر بود كه هيچ، امّا در غير اين صورت يا بايد براى ارزيابى رسمى او ٧٠٠ دلار خرج كنيد يا ميزان قوىتر از داروها را براى او شروع كنيد.
اگر پسرى در مدرسه زياد جنب و جوش و تقلّا دارد و معلّم پيشنهاد مىكند كه اين قبيل داروها مىتوانند به او كمك كنند، پزشك هم موافق است و والدين هم مىدانند كه بچههاى ديگرى نيز در كلاس از اين داروها استفاده كرده و نتيجه خوب گرفتهاند، پس چرا آنها اين داروها را براى پسرشان امتحان نكنند؟
در ماه مى سال ٢٠٠٦، افتخار پيدا كردم در كنفرانسى كه در دانشگاه هاروارد برگزار شده بود، در خصوص يادگيرى و ذهن صحبت كنم. اميد داشتم كه سخنرانىام براى حاضران جالب باشد، امّا اينطور نبود يا احتمالش ضعيف بود؛ چرا كه فكر مىكنم جذّابترين سخنرانى براى حاضران در آن زمان، توسط پروفسور «جان گبريلى»[١] انجام شده بود. تيم دكتر گبريلى به هر دليلى، اجازه تجويز داروهاى «بيشفعّالى» را به بچه هاى نرمال كسب كرده بودند.
زمانى كه دكتر گبريلى نتيجه آزمايش را بر روى اسلايد نشان داد، نكات جذّاب و شنيدنى، نظر حاضران را جلب كرد: «داروهاى بيشفعّالى، عملكرد بچههاى نرمال را به همان اندازهاى كه عملكرد بچههاى بيمار را افزايش مىدهند، ارتقاء مىبخشند.» اين يك يافته بسيار مهم بود. والدين به
[١] -John Gabrieli .