وضعيت اسف بار پسران - ساكس، لئونارد؛ مترجم نرگس سادات چاوشي - الصفحة ٢٠
نظر مىرسد هيچ انگيزهاى براى موفقيت در مدرسه ندارد. در حالى كه مشكلات جويس نه انگيزشى، بلكه رفتارى بود. امّا بهتر دانستم كه چيزى نگويم. بنابراين، به سمت ميزها برگشتم و از والدين پرسيدم: چه تعدادى از شما چنين موارد مشابهى را داريد؛ يعنى داشتن پسرى كه مشكلات مدرسهاى از اين نوع دارد، امّا معلوم نيست كه چرا؟
تقريباً نيمى از والدين دستانشان را بلند كردند.
گفتم: «دوست دارم از زبان شما بشنوم، فكر مىكنيد مشكل از كجا آغاز شده است؟ آيا نظرى در مورد اين مشكل پسرانتان داريد؟»
بلافاصله پدرى گفت: «مدرسه خيلى آكادميك و آموزشى شده است. مهدكودك ديگر مهدكودك نيست. سال گذشته پسر و دخترم در هفته اول مهدكودك، با تكليف به خانه برگشتند. انجام تكليف براى بچههاى مهدكودك!؟ تصور كنيد بچهاى ٥ ساله با يك ساعت تكليف روزانه! احمقانه است و تعجبى ندارد كه كودك را از مدرسه متنفّر مىسازد.»
چند نفر از پدر و مادرها به عنوان تأييد، سرشان را تكان دادند.
مىخواستم بپرسم كه چرا اين موارد روى پسران بيش از دختران تأثير مىگذارد، كه پدر ديگرى گفت: «مدارس زنانه شده است. در مدارس ابتدايى، تنها مرد مدرسه، سرايدار آنجاست. تمامى معلّمان مىخواهند كه دانشآموزان آرام باشند و فقط سرجايشان بنشينند و گوش دهند و اين براى برخى پسران آسان نيست.»