وضعيت اسف بار پسران - ساكس، لئونارد؛ مترجم نرگس سادات چاوشي - الصفحة ١٥٧
در سالهاى مهدكودكش در چهرهاش نديده بودم. گفتم: «سلام جارد. از ديدار دوباره تو خوشحالم. به من بگو اوقات فراغت خود را چطور مىگذرانى؟» (به تجربه دريافته بودم كه با اين پرسش مىتوانم سر صحبت را با دخترها و پسرهاى اين گروه سنّى باز كنم.)
جارد در حالى كه درباره اين سؤال فكر مىكرد، تكرار كرد: «كار مورد علاقهام در اوقات فراغت ... خب الان فكر مىكنم كار مورد علاقهام مطالعه درباره مينواى[١] قديمى است.»
من پرسيدم: چى؟
او درباره جزيره قديمى «ترا»[٢] در درياى «
Aegean
» ژاپن شروع به سخنرانى كرد. او توضيح داد كه اين جزيره پس از يك انفجار آتشفشانى مهيب حدود ١٥٠٠ سال قبل از ميلاد تخريب شده هم اكنون باقيمانده آن از زير آب بيرون آمده است و سانتورينى[٣] نام دارد.
جارد به سخنرانى خود ادامه داد. او به من آموخت كه چگونه آن رويداد فاجعهآميز، مبناى افسانه «آتلانتيس»[٤] بوده كه افلاطون آن را حدوداً هزار سال پيش از اين واقعه ثبت كرده است؛ درباره يك تمدّن پيشرفته كه در نتيجه يك بلاى طبيعى در دريا فرو رفت. من در جاى خودم ميخكوب شده بودم.
جارد كتابى در مورد همين موضوع به من معرفى كرد تا اطلاعاتم را
[١] -minoa .
[٢] -thera .
[٣] -Santorini .
[٤] -Atlantis .