وضعيت اسف بار پسران - ساكس، لئونارد؛ مترجم نرگس سادات چاوشي - الصفحة ١٩٨
لارى گفت: «ميسيونرها خانههاى مردان را نابود كردند؛ چون مراسم مذهبى بومى، گاهگاهى در خانههاى مردان اجرا مىشد، ميسيونرها اين خانهها را به عنوان معبد كافران تلقّى كردند كه بايد نابود مىشد.» لارى معتقد است كه تخريب منازل مردان، عاملى در قطع پيوند ميان نسلها بود.
امّا همان گونه كه لارى شرح داد، عوامل بسيار ديگرى در انزواى نسل جوان سهيم هستند. مردان جوان جزيره، ديگر مأموريت يا هدفى در زندگىشان نمىبينند. زنان جوان در مدرسه بهترند و معمولًا صلاحيت بهترى براى مشاغلى مانند معلّمى، كارگرى، كارمند ادارى و دفترى، مشاور بهداشت خانواده و ... دارند. مردان اين مشاغل را نمىخواهند.
پروفسور «كلينفلد»[١] به من گفت كه زنان اسكيمو در «بارو»[٢] به همان نسبت مشاركت دارند كه زنان در نيويورك؛ درحالى كه مردان از نسبت مشاركت نيروى كار ملّى خيلى عقب افتادهاند.
لارى به من گفت: «درجزيره او، هفتاد درصد مردان جوان يا زندانى هستند يا به خاطر اعتياد به الكل يا مواد مخدّر، ناتوان و از كار افتادهاند يا با خودكشى مىميرند (دو نفر از هرسه نفر).
هجده درصد از مردان قوى بنيه در ميشيگان، بين سنين سى تا پنجاه و چهار سال، كار نمىكنند و دنبال كار هم نمىگردند؛ يعنى يك مرد از پنج مرد چنين وضعيتى دارد.
[١] -Kleinfeid .
[٢] -Barrow .