وضعيت اسف بار پسران - ساكس، لئونارد؛ مترجم نرگس سادات چاوشي - الصفحة ١١٤
لبخند زده، مىپرسد: «آيا مىخواهى لحظات خوشى را بگذارنى؟». او يك فاحشه است. پسرتان به او اجازه مىدهد وارد ماشين شود و با او نزديكى مىكند. پس از آن با هفتتيرى كه از افسر پليسى كه قبلًا او را كشته، دزديده است، به سر دختر شليك كرده و خون به همه جا مىپاشد. سپس پولهايى را كه به او داده برمىدارد و مىگريزد. در واقع؛ در همه اين بازىها، از قبيل «سرقت بزرگ اتومبيل» و «شهرتبهكارى»، بازيكن امتيازات فوقالعادهاى بابت كشتن فاحشهها و پس گرفتن پول دريافت مىكند. بالاترين امتياز، براى شليك به افسران پليس و كشتن آنها تعيين شده است.
در سال ٢٠٠٥ روزنامهنگارى به نام «استيون جانسون»، كتابى را با نام «هرچيز بدى ممكن است براى شما مفيد باشد» منتشر كرد كه طى آن به بحث در اين باره پرداخته بود كه هدف فرهنگ عامه پسند امروز از جمله در بازىهاى رايانهاى، اين است كه ما را عملًا باهوشتر گرداند. كتاب جانسون تا حدى در فهرست بهترين فروشها بود؛ به دليل اينكه او در اين كتاب بر جسارت محض اعتقاد داشت. جانسون مدّعى بود كه بازىهاى رايانهاى مغز شما را تحليل نمىبرند، بلكه شما را با ذكاوتتر مىكنند، از جمله انجام بازىهاى رايانهاى همچون: «سرقت بزرگ اتومبيل» و «شهر تبهكارى» وى افزوده بود: در واقع؛ درباره مطالعه كتابها بيش از اندازه اغراق شده است، اين امر باعث كند شدن حواس مىگردد.
جانسون كاملًا از تناقض گويى در نوشتن كتابى كه خواندن را تحقير