وضعيت اسف بار پسران - ساكس، لئونارد؛ مترجم نرگس سادات چاوشي - الصفحة ١٣٩
به جنب وجوش افتاد و خسته شد. در راه بازگشت به خانه، سرانجام مادرش پس از چند دقيقه رانندگى در سكوت گفت: «آرون، اگر تو مايلى كه اين فعّاليت خود را رها كنى، ايرادى ندارد. پدرت و من به تلاشى كه تو كردى، ارج مىنهيم.»
آرون سر خود را تكان داد و گفت: «نه، مربى اگر بخواهد مىتواند مرا از تيم اخراج كند، امّا من قصد ندارم كه آن را ترك كنم.» اين سخنان، لبخند رضايت را روى لبهاى مادر نشاند.
آرون انجام بازىهاى رايانهاى را به كلّى در خلال فصل فوتبال متوقف ساخت. زمانى كه اين فصل در ماه نوامبر به پايان رسيد و فعّاليت تيم متوقف شد، او گفت: «تا سال بعد». او مجدداً بازى «
madden NFL
» را پس از پايان فصل آغاز كرد. او دستگاه را روشن و خاموش مىكرد، امّا كمتر پيش مىآمد كه در روز بيش از نيم ساعت به اين كار بپردازد. او پس از بازى، يك روز بى مقدمه به مادرش گفت: «هيچ چيز شبيه واقعيت نيست.» اين منسجمترين حرفى بود كه او تاكنون براى تشكر از والدينش به جهت به عضويت درآوردن او در يك تيم فوتبال حقيقى، بيان مىكرد.
يكى از ارمغانهاى ديگر بازىهاى رايانهاى، تنبلى است. مردى كه به بازىهاى رايانهاى اعتياد پيدا مىكند، بدون اينكه هيچ گونه كار سازندهاى انجام دهد، مىتواند ساعتها از وقت خود را تلف كند. مطالعه و تحصيل كردن، دقت در كارهاى روزمره و كاركردن در يك شغل حقيقى، مشكل است.