وضعيت اسف بار پسران - ساكس، لئونارد؛ مترجم نرگس سادات چاوشي - الصفحة ٢١
خانمى با نرمى قاطعانهاى گفت: «نبايد معلّمان را سرزنش كرد، اين
بچهها هستند كه سزاوار سرزنش مىباشند. البته نمىخواهم آنها را متهم كنم، امّا امروزه كودكان تنبل شدهاند، بهخصوص پسران. آنها ترجيح مىدهند در خانه بنشينند و بازى كامپيوترى انجام دهند. فقط بازىهاى كامپيوترى، فقط و فقط.»
تعدادى از آنها با تكان دادن سرشان صحبتهاى وى را تأييد كردند.
مردى مسنتر گفت: وقتى من به سن اين بچهها بودم، مجبور بودم براى رفتن به مدرسه (سه مايل) پيادهروى كنم. مهم نبود كه هوا چگونه است. مانند اين روزها، ما سرويس نداشتيم و مجبور بوديم پياده برويم، حتّى در برف و سرما. وقتى شما سه مايل در برف پياده مىرويد تا به مدرسه برسيد، كاملًا مطمئن مىشويد كه مىخواهيد چيزى ياد بگيريد و اين مسير طولانى، به خاطر هيچ و پوچ نيست. اين فكر به شما انگيزه مىدهد. امروزه كودكان هر جا كه بخواهند بروند، راننده شخصى دارند و جاى تعجب نيست كه آنها هيچ انگيزهاى نداشته باشند. آنها مجبور نيستند براى چيزى زحمت بكشند و كار كنند.
هيچكس پاسخى نداد. پس از چند لحظه خانم جوانى گفت: «من در جايى خواندهام كه پلاستيك ممكن است به دليل دارا بودن برخى موادى شيميايى، باعث اين شود.»
پرسيدم: منظورتان چيست؟