وضعيت اسف بار پسران - ساكس، لئونارد؛ مترجم نرگس سادات چاوشي - الصفحة ٢٥
نمىكردهاند؟ آيا اين مشابه نگرش «تام ساير» نمىباشد؟ چه چيزى تغيير كرده است؟
اين آقا به نكتهاى اشاره مىكند كه حديث مفصّلى از شمايل پسران آمريكايى را در برمىگيرد كه از مدرسه بيزار هستند؛ از «تام ساير» گرفته تا «فريز بولر.» تمام اين پسران با اينكه سرمايهگذارى سنگينى در مدرسه نكرده بودند، امّا به طرز فوقالعادهاى انگيزه لازم را براى موفقيت در كارها و تعقيب اهدافشان داشتند. تام ساير مصمّم بود كه به «اينجوى جو» كلك بزند و با «هاكلبرى فين» به جستجو بپردازد و از «بكى تاچر» پرناز و ادا، ببَرد. «فريز بولر» از مدرسه بيزار بود؛ زيرا وى مأموريتى مهمتر و سرگرم كنندهتر در دنياى واقعى خارج از مدرسه داشت.
مشكلاتى كه در مورد بسيارى از اين پسرها ديده و شنيده مىشود حاكى از آن است كه آنها هيچ شور و هيجانى براى فعّاليت در دنياى واقعى ندارند. بعضى از پسران به طور جدى درگير بازىهاى كامپيوترى هستند، امّا همانگونه كه در فصل سوم ملاحظه خواهيد كرد، بيشتر اين بازىهاى كامپيوترى كه پسران به آن مىپردازند، به ندرت به دنياى واقعى مربوط مىشود، مگر اينكه بخواهند به كسى تيراندازى كرده يا با هواپيماى جنگى پرواز كنند. آن پسرانى كه من نگران آنها هستم، از مدرسه بيزار هستند. بنابراين، فعّاليتهايى در دنيايى ديگر (دنياى مجازى) دارند كه برايشان مهمتر از فعّاليتهاى دنياى واقعى است. آنها از مدرسه بيزار هستند؛ چون از هر چيزى منزجرند. در واقع؛ هيچ چيز واقعاً آنها را تهييج و ترغيب نمىكند.