وضعيت اسف بار پسران - ساكس، لئونارد؛ مترجم نرگس سادات چاوشي - الصفحة ١٥٢
كاملًا طولى بين «
NA
» و انگيزه شخصى وجود دارد. هرچه «NA» كوچكتر باشد، احتمال اينكه اين شخص دلمرده و كم جنب و جوش شود، بيشتر است. اين محقّقان تأكيد كردهاند كه دلمردگى، كاملًا مستقل از افسردگى است. يك مرد جوان مىتواند كاملًا بىانگيزه، امّا در عين حال، شاد و خشنود باشد.
شركتهاى داروسازى، هرساله دهها ميليون دلار صرف ارتقا در توليد داروهايى همچون: آدرال، ريتالين، كنسرتا و متاديت مىكنند، امّا هيچكس خواستار اطلاعاتى مبنى بر خطرات احتمالى اين داروها كه به والدين و پزشكان هشدار مىدهد نمىباشد. البته ما نمىتوانيم با اطمينان بگوييم صدماتى كه اين داروها بر روى مغز حيوانات آزمايشگاهى مىزنند، بر روى مغز كودكانى كه داروهاى مشابه را استفاده مىكنند نيز اتفاق مىافتد؛ شايد همين طور باشد يا برعكس.
تحقيقات نشان مىدهد كه بازىهاى رايانهاى نيز آنچنان بر مغز تأثير مىگذارند كه به انگيزه لطمه مىزنند. «NA» با بخش ديگرى از مغز به نام «DLPFC» به طور فعال هماهنگ است. «NA» مسئول جهت دادن به تحرّك و «DLPFC» ايجاد كننده هدف و موقعيت براى تحرّك است. اين دو بخش از مغز بايد به طور صحيح كار كنند تا يك شخص انگيزه داشته باشد و در جهت يك هدف واقعى كار كند.
مطالعات اخير درباره مغز پسران بين هفت تا چهارده سال، نشان داد كه استفاده از بازىهاى رايانهاى، اين سيستم را به طور جدّى به هم مىزند. به