وضعيت اسف بار پسران - ساكس، لئونارد؛ مترجم نرگس سادات چاوشي - الصفحة ٢١٨
بگيرند به خاطر خودخواهىهاى عظيم مردان، شروع كنند به ذخيره كردن اسپرمهاى منجمد شده، تا اينكه آنها واقعاً ديگر نياز به مردان نداشته باشند، چه مىشود؟ آيا شما فكر مىكنيد مردان، حداقل در ضمير ناخودآگاهشان در مورد اين سناريو فكر نكردهاند؟ من به عنوان يك زن بيوه، واقعاً جاى خالى يك مرد را در خانه خود احساس مىكنم. قطعاً دنيا بدون مردان جاى بدترى مىشد. امّا زنان ادامه مىدهند، نه ضرورتاً با يك راه و روش خوب و مردان، عكسالعمل نشان مىدهند.
دكتر ساكس عزيز:
به عنوان يك زن ٢٩ ساله، من دقيقاً در ميان نسل «شكست در ابتكار عمل» هستم. در شمال ويرجينيا بزرگ شدم. سال گذشته به گردهمايى دبيرستان محل تحصيلم رفتم. تمام دخترانى كه با آنها به مدرسه مىرفتم به دانشگاه رفتهاند، شغلهاى واقعى گرفتهاند و ... ولى تقريباً همه پسران همكلاسىام اكنون در خانه زندگى مىكنند و شغلهاى حقير و بىاهميت دارند. من فكر مىكنم تنبلى پسران در دبيرستان شروع شد. صادقانه بگويم من گمان مىكنم حداقل بعضى از اين سرزنشها و ملامتها متوجّه پدر و مادرهاست.
تمام دختران در دبيرستان، ساعات منع رفت و آمد داشتند. ما مجبور بوديم هميشه به والدينمان بگوييم كجا بوديم. ما بايد هميشه نمرهها و رتبههايمان را بالا نگه مىداشتيم. امّا هيچ پسر مجردى را نمىشناختم كه ساعات منع رفت و آمد داشته باشد. بيشتر آنها اجازه داشتند در مدرسه تنبلى