وضعيت اسف بار پسران - ساكس، لئونارد؛ مترجم نرگس سادات چاوشي - الصفحة ١٩٣
آگاه نيستند كه فنون ساختمانى جديد نسبت به بيشتر مشاغل پشت ميزى، تكنولوژى بالاترى دارد. ما طرح و نقشههاى معماران را مستقيماً با تجهيزات زمينرو (لودر- بولدوزر و ...) بارگيرى مىكنيم كه اين تجهيزات به راهنماى ليزر و سيستم «جى پى اس» مجهز هستند و سپس با صاف و هموار كردن زمين، مقاومت محل را براى انجام عمليات بعدى بالا مىبريم. اين كار بيشتر شبيه جراحى مغز است تا ساختن قصر شنى در ساحل. امّا والدين و معلّمان فكر مىكنند كه اگر بچهاى به كالج نرود، شكست خورده است. ما به افراد با هوش نياز داريم، افرادى با انگيزه بسيار بالا كه كاملًا آنچه انجام مىدهند، درك مىكنند. امروزه نمىتوانيم اين گونه افراد را در كشور پيدا كنيم. بنابراين، بايد افرادى از كشور السالوادور يا مكزيك يا گوانتامالا را براى كارگرى استخدام كنيم و آموزش دهيم.»
آقاى دان هو در اين اظهار نظر تنها نيست. دكتر «چارلز مارى» منتقد اجتماعى، در اوايل سال ٢٠٠٧ ملاحظه كرد كه بسيارى از دانشآموزان دبيرستانى از خانوادههاى طبقه متوسط به دانشگاه مىروند؛ چون پدر و مادرها مخارج آنها را متحمل مىشوند و دانشگاه چيزى است كه بچههاى اين طبقه اجتماعى حق دارند بعد از پايان دبيرستان وارد آن شوند. آن بچهها شايد از آنچه در دانشگاه مىخواهند انجام دهند، اطلاع بسيار كمى داشته باشند، ولى تعداد كمى از آنها به مشاغل ديگر فكر كردهاند.
گسترش ثروت در جامعه آمريكايى، افزايش در حال انفجارى در