وضعيت اسف بار پسران - ساكس، لئونارد؛ مترجم نرگس سادات چاوشي - الصفحة ٢٤٤
نوشتن را به جايى كه مربوط به آن است؛ يعنى خارج از مهدكودك (سالهاى اول و دوم دبستان) منتقل كنيم.
بهتر است ميان علوم تئورى و تجربى، توازن برقرار كنيم و تا زمانى كه فرصت بازى با قورباغه و نوزاد واقعى آن را به كودكان ندادهايم، از او نخواهيم كه چيزى در مورد قورباغه يا نوزاد آن ياد بگيرد؛ حتّى ديدن آن از صفحه رايانه هم سودى ندارد.
ما بايد به آموزگاران آزادى بيشترى بدهيم تا گونههاى رقابتى، ترجيحاً راهبردهاى كاربرد گروههاى رقابتى را از نو اعمال كرده و كودكانى را كه در اين فضاها رشد مىكنند و شكوفا مىشوند، درگير كار رقابتى كنند. البته كودكان داراى نقص، نياز به اين نگرش ندارند.
امّا من و شما قدرت و امكانات مالى اين كارها را به اين سرعت نداريم. در اين بين چه كارى مىتوان انجام داد؟ از كجا مىدانيد در اين دنيايى كه ما اكنون در آن زندگى مىكنيم بهترين كار چيست؟
اول: دانستن آنچه در مدرسه پسر شما قرار است انجام شود.
اگر مهدكودك آن مدرسه، مانند مهدكودكهاى امروز داراى يك برنامه آموزشى شتابان (سريع) با تأكيد بر مهارتهاى خواندن و نوشتن است، بايد قاطعانه پسرتان را تا سن ٦ سالگى در آن مدرسه ثبت نام نكنيد. اين يك سال تأخير مىتواند دنياى او را دگرگون كند. قبل از اينكه پسر شما به سن مهدكودك برسد، شما از مدرسه بازديد و با مدير مدرسه صحبت كنيد