وضعيت اسف بار پسران - ساكس، لئونارد؛ مترجم نرگس سادات چاوشي - الصفحة ١٦٠
تحصيلات، معلّم تاريخ او كه بسيار مورد علاقهاش بود، مربى لاگراس[١] نيز بود. بنابراين، جارد تصميم گرفت لاگراس نيز تمرين كند و مىدانيد چه شد؟ او كاملًا بهبود يافت!».
اين امر باعث تجلّى و تغيير نظر من شد. من فقط در مدارس مختلط حضور يافته بودم. من هميشه درباره تعليم و تربيت تك جنسى بهعنوان اثرى منسوخ از يك دوره قديمى ياد مىكردم. شايد بايد در اين مورد، تجديد نظر مىكردم.
دليل من از مطرح كردن اين داستان واقعى اين بود كه علىرغم تمام اخبار ترسناك درباره «آدرال، ريتالين، كانسرتا و متاديت»، پسرى كه از اين داروها استفاده مىكند به اين معنا نيست كه محكوم به نابودى است. در طول ٦ سال، از زمانى كه خانم استولز فاس درباره فوايد مدرسه پسرانه فرزندش گفت، من موارد مشابه بسيارى ديدهام؛ پسرانى كه به دليل تحصيل در مدرسه مختلط، داروهاى خود را افزايش دادهاند، كسانىكه پس از رفتن به مدرسه پسرانه، مصرف داروهاى خود را قطع كردهاند و كسانىكه پس از انتقال به مدارس تك جنسى، به دانشآموزانى خوشاندام، كار آزموده و ورزشكار تبديل شدهاند. اين موارد سبب شد تا گمان كنم كه در بسيارى از موارد، ميزان داروى پسرها را افزايش مىدهند تا آنها را براى مدرسه آماده كنند. من به اين نتيجه رسيدهام كه ما نبايد براى پسران دارو تجويز كنيم كه
[١] - يك نوع بازى آمريكايى كه به وسيله دو تيم، يك توپ كوچك پلاستيكى و راكتهاى سبد دار انجام مىشود.