وضعيت اسف بار پسران - ساكس، لئونارد؛ مترجم نرگس سادات چاوشي - الصفحة ١٥٤
آزمايشگاهى نشان داده است كه مصرف اين داروها در جوانى يا نوجوانى ممكن است اثرى منفى بر يادگيرى و ايجاد انگيزه در بزرگسالى داشته باشد.[١] امّا من تجربيات دست اولى درباره پسرها كسب كردهام كه ثابت مىكند مىتوان اين تأثيرات نامطلوب را از ميان برداشت.
نخست، «جارد»[٢] را به هنگام معاينه پزشكى قبل از رفتن به مهدكودك، ملاقات كردم. او ٥ ساله بود. شاد و سرزنده و خونگرم و دوست داشتنى. پايه اول و دوم دبستان را بسيار خوب پشت سر گذاشت. امّا مشكلات او از پايه سوم آغاز شد؛ زمانى كه جارد هشت ساله بود. او از مدرسه شكايت مىكرد و مىگفت: «رفتن به مدرسه احمقانه است.» معلّمان به والدين جارد خبر دادند كه او در كلاس بىتوجّه است. استعداد او را در زمينه خلّاقيتهاى هنرى و نويسندگى مورد سنجش قرار دادند. مشكلات او زمانى آغاز شد كه او را وارد كلاسهاى استثنايى كردند. كم كم نمرههاى او تنزل كرد. «دبورا استولز فاس»[٣] مادر جارد، درباره اين موقعيت به طور كامل تحقيق كرد. هنگامىكه او جارد را نزد من آورد، به مشكل او پى برده بود. او توضيح داد كه «جارد» به اين دليل مدرسه را دوست ندارد كه نمىتواند حواس خود را جمع كند؛ چون به اختلال كاهش توجّه و بيشفعّالى مبتلاست.
[١] - البته در صورت رد ساير تشخيصهاى افتراقى و ديگر علل بهوجود آورنده اين نوع رفتارها و تشخيص قطعى بيمارى اختلال كاهش توجّه- بيشفعّالى توسط روانپزشك ماهر، درمان دارويى با داروهاى ذكر شده اولين اقدام است. در صورت تجويز صحيح دارو، اثرات مفيد بسيار و عوارض جانبى كمى قابل انتظار است.
[٢] -Jared .
[٣] -Deborah Stolzfus .