وضعيت اسف بار پسران - ساكس، لئونارد؛ مترجم نرگس سادات چاوشي - الصفحة ١٤٩
دلايل گوناگون به من مراجعه مى كردند. بعضى وقتها اقوام به آنها مىگفتند كه پسرشان به اين قبيل داروها نيازى ندارد يا نبايد آنها را استفاده كند. من مدّتى پس از ارزيابى و معاينه مىگفتم: خانم فلان، آقاى فلان، من هنوز متقاعد نشدهام كه پسر شما واقعاً به اختلال كاهش توجّه و بيشفعّالى مبتلا باشد. يكى از والدين در پاسخ به من گفت: امّا پزشك ديگرى داروى آدرال را تجويز كرده و اين مسئله براى ما تضادى را به وجود آورده است؛ پسرم از زمانى كه اين داروها را مصرف مىكند، خيلى بهتر شده است. او كمتر در كلاس وول مىخورد. معلّمش گفته است كه از نظر رفتارى بهتر شده و تمركز بيشترى دارد، نمراتش هم بهتر شده است. به عبارت ديگر؛ والدين، پزشك و پاسخ به داروها، آن تشخيص را تصديق مىكنند. در حالى كه حتّى اگر اين داروها به اين پسر كمك كنند كه در كلاس بهتر ياد بگيرد، به اين معنا نيست كه او به اختلال كاهش توجّه و بيشفعّالى مبتلاست.
مدّت زمان زيادى است كه ما بر اين باوريم و مطالعات دكتر گبريلى هم تصديق مىكند كه داروهايى از قبيل ريتالين، كنسرتا، متاديت، دگزادرين، آدرال و داروهاى محرّك ديگر، احتمالًا عملكرد بچههاى نرمال را به اندازه بچههاى مبتلا به اختلال كاهش توجّه و بيشفعّالى افزايش مىدهند. گرچه اين داروها عملكرد بچهها را در كلاس افزايش مىدهند، امّا اين بدان معنا نيست كه آنها مبتلا به اختلال كاهش توجّه و بيشفعّالى هستند.
والدين از من پرسيدند: امّا ضرر اين داروها چيست؟ اگر داروها به پسرمان كمك كند كه در كارهاى كلاسىاش موفقتر باشد و به نظر