وضعيت اسف بار پسران - ساكس، لئونارد؛ مترجم نرگس سادات چاوشي - الصفحة ١٥٩
خانم استولز فاس با سردى پاسخ داد: «مدرسهى هيتس پسرانه است امّا بايرون مختلط.»
پرسيدم: «اين اتفاقات سبب چه چيزى مىشود؟» و قبل از اينكه او پاسخ دهد، خودم گفتم: «خانم استولزفاس، قصد توهين ندارم، امّا ما هم اكنون در قرن بيست و يكم هستيم. تعليم و تربيت يك جنسى، يادگار منسوخ دوره ويكتورياست. ما در يك جهان مختلط زندگى مىكنيم. مدرسه بايد بچهها را براى جهان واقعى كه جهانى مختلط است، آماده سازد. پس مدرسه بايد مختلط باشد. اين مسئله براى من كاملًا روشن است.»
دبورا پاسخ داد: «شما بايد مدرسه هيتس را ببينيد. جارد از مدرسه قديمى خود سخت دلزده شده بود، مديران و معلّمان مدرسه بايرون تشخيص داده بودند كه وى استعداد زيادى در هنر و نويسندگى دارد. بنابراين، او را به كلاسهاى پيشرفته هنر و نويسندگى فرستادند كه در آنجا وى تنها پسر كلاس بود و اغلب بچههاى كلاس، دختر بودند. پسرهاى ديگر، جارد را دست مىانداختند و مىگفتند: تو هنر را دوست دارى، پس بايد جان بكنى. جارد مىخواست از كلاس هنر بيرون بيايد. او احساس مىكرد تحصيل در آن مدرسه اتلاف وقت است. استعداد او تنها وسيله مسخره كردنش شده بود. تا اينكه او را به مدرسه هيتس منتقل كرديم. جارد در مدرسه هيتس شكوفا و بزرگ شد. تمام بچههاى كلاس هنر اين مدرسه، پسر بودند. در كلاس نويسندگى خلّاقانه نيز همينطور. واقعاً جالب است كه چقدر سريع علايق او در سالهايى كه در اين مدرسه بود شكوفا شد. البته نه فقط از لحاظ