وضعيت اسف بار پسران - ساكس، لئونارد؛ مترجم نرگس سادات چاوشي - الصفحة ١٩٦
مايل با ما فاصله داشت، حس كنم. نمىتوانم به شما بگويم كه چطور آن كار را انجام مىدادم، امّا هيچ شكى وجود نداشت كه من با تمام اطمينان و يقين، وقتى كه شير دريايى داشت نزديك مىشد، آن را احساس مىكردم.»
پرسيدم: «پس شما واقعاً چگونه آن كار را انجام مىداديد؟ منظورم كشتن شير دريايى است؟».
جواب داد: «زندگى سنّتى ما به اين شيرهاى دريايى وابسته است. شما بايد اين شيرهاى دريايى را درست و دقيقاً در لحظهاى بكشيد كه ششهايش پر از هواست؛ زيرا در غير اين صورت، حيوان به ته آب فرو مىرود. وقتى شما به او شليك مىكنيد. ممكن است ديگر قادر نباشيد دوباره او را پيدا كنيد. شما بايد صبور باشيد. نمىتوانيد به محض اينكه او را ديديد، شليك كنيد. بايد منتظر باشيد تا حيوان نفس عميق بكشد. ممكن است مجبور شويد تا چند دقيقه بعد از اينكه او را ديديد، منتظر شويد. بعد رئيس گروه علامت خواهد داد.» پرسيدم: «او به شما مىگويد چه موقع شليك كنيد؟». پاسخ داد: «او چيزى نمىگويد؛ شما او را از گوشه چشمتان نگاه مىكنيد. در ابتدا او شليك مىكند. سپس همه در يك دهم ثانيه بعد از شليك او آتش مىكنيم. تمام شليكها به سر حيوان برخورد مىكنند. طبق انتظار و همان گونه كه هميشه بوده، حيوان بلافاصله مىميرد و روى آب شناور مىشود و ما آن را مىگيريم.» پرسيدم: «پس چه چيزى در مورد مردان جوانى كه شما ديديد، فرق كرده است؟». لارى گفت: «در زمان