وضعيت اسف بار پسران - ساكس، لئونارد؛ مترجم نرگس سادات چاوشي - الصفحة ٩٠
زنان، احمق و كودن نبودند، آنها دانشجوى دانشگاه هاروارد بودند. مطالعات مشابهى در مورد اينگونه تأثيرات بر دختران جوان و نوجوان چاپ شده است. زنان ودختران اگر باور داشته باشند كه باهوش هستند، واقعاً باهوش مىشوند، بهتر ياد خواهند گرفت و سؤالات را بهتر پاسخ خواهند داد. ولى اگر فكر كنند كودن هستند، نتيجه عكس مىشود. دخترى كه فكر مىكند رياضى را خوب مىداند، بهتر از دخترى كه توانايى مشابهى دارد ولى فكر مىكند در رياضى ضعيف است، امتحان رياضى مىدهد.
امّا اين تأثير در مورد پسران مصداق ندارد. پسرى كه فكر مىكند در رياضى باهوش است ضرورتاً از همكلاسى هم سن و سال خودش كه او هم از لحاظ بهره هوشى با وى برابر است امّا فكر مىكند خيلى باهوش نيست، بهتر امتحان نخواهد داد. پسرى كه فكر مىكند باهوش است، معمولًا امتحانش را بدتر از هم كلاسىاش خواهد داد؛ زيرا پسرانى كه فكر مىكنند در يك درس باهوش هستند، تمايلى به مطالعه سخت در آن درس نشان نمىدهند و تلاش نمىكنند. دقيقاً همانند همان گروه ورزشكاران در مدرسه ادمونتون كه به خودشان زحمت ندادند در مورد دو امدادى با كفش برفى چيزى ياد بگيرند.
ارتباط ميان اعتماد به نفس پسران در يك موضوع با عملكرد آنها در همان مورد، در بهترين حالت، صفر است و احتمالًا ممكن است بعد از كنترل كردن توانايى، منفى هم باشد. من والدينى را مىشناسم كه براى