وضعيت اسف بار پسران - ساكس، لئونارد؛ مترجم نرگس سادات چاوشي - الصفحة ٦٨
فصل چهارم خواهيم ديد، امروزه ممكن است در درمان بيمارىهاى اختلال بيشفعّالى و كاهش توجّه و اختلال توجّه[١] تشخيص داده شده، زيادهروى كنند. بسيارى از پسرانى كه براى درمان بيمارى، برايشان دارو تجويز شده، نيازى به دارو ندارند؛ آنچه آنها نياز دارند دو چيز است:
نخست، يك برنامه آموزشى پيشرفته و مناسب. دوم، معلّمانى كه بدانند چگونه به پسرها آموزش دهند. به اين نكات در فصل چهارم بارها اشاره خواهيم كرد.
زمانى كه از كودكان خواسته مىشود هنر خود را نشان دهند و آنها علاقهاى براى انجام اين كار ندارند، دومين موردى كه اتفاق مىافتد اين است كه آنها عصبى، تند خو و بدمزاج مىشوند و دست از كار مىكشند و مىگويند: از مدرسه متنفّرم، آن جا احمقانه است و هرچيزى كه همراه مدرسه باشد بد مىشود. خواندن؛ بد و بدتركيب شده، دلسوزى و مهربانى در مورد مدرسه تغيير مىكند و حتّى علاقه به يادگيرى هم بد و بىمعنى مىشود.
رايانهها هيچ اجبارى ندارند كه به قورباغهها اهميت دهند يا علاقهمند
به آنها باشند تا چيزى درباره آنها ياد بگيرند، امّا بچهها بايد اهميت بدهند. اگر بچهها انگيزهاى براى يادگيرى نداشته باشند، ممكن است توجّه و تمركزشان را از دست بدهند. اين موضوع بنا به دلايلى كه بيان كرديم، بهخصوص در مورد پسران مصداق دارد.
[١] -ADD .