وضعيت اسف بار پسران - ساكس، لئونارد؛ مترجم نرگس سادات چاوشي - الصفحة ٥٨
از ميان دهها درخت تشخيص دادم. اين يك تجربه ناآشنا و هيجانانگيز بود.
بيش از ٥٠ سال است كه به دليل ارزش اثر دو سويه رشد چند حسى كودكان با دنياى واقعى، تحقيقات زيادى انجام گرفته است. اين كار با تحقيقات دكتر روانشناس «رنه اسپيتر»[١] با نام «اسپيتاليزم»[٢] آغاز شد؛ يعنى سندرمى كه مانع رشد شناختى و احساسى كودكان مىشود و بعد از جنگ جهانى دوم در كودكانى كه در بيمارستانهاى دولتى و ضدعفونى شده رها شده بودند، ديده مىشد. اين تحقيق ثابت مىكرد كه كودكان به منظور رشد مناسب مغزى و ذهنى بايد يك رابطه دو سويه قوى با محيط داشته باشند، حس لامسه، بويايى، بينايى، شنوايى با دنياى واقعى. بدون اين تجربيات دنياى واقعى، رشد و پرورش كودكان تضعيف خواهد شد. كودكان نياز دارند تا دنياى واقعى را تجربه كنند. تنها در دهه گذشته، روانشناسان مستعدّى تشخيص دادند كه تأكيد بر دانش برمبناى تئورى[٣] و گذشتن از دانش تجربى،[٤] ممكن است باعث سندرمى همانند كودكانِ به امان خدا رها شده كه در بالا توضيح آن داده شد، شود.
«ريچارد لوف»[٥] نويسنده كتاب «كودكان گذشته، در جنگل» واژه «اختلال عدم ارتباط با طبيعت» را وضع كرده است كه به گروهى از نشانههاى يك بيمارى اشاره مىنمايد كه در ميان كودكانى كه زمان
[١] -Rene Spitz .
[٢] -Spitalism .
[٣] -Wissenchaft .
[٤] -Kenntnis .
[٥] -Richard Louv .