وضعيت اسف بار پسران - ساكس، لئونارد؛ مترجم نرگس سادات چاوشي - الصفحة ٥٢
مسئولان مدرسه يا ديگر اوليا را متوجّه خطر آن نقشه كرده بودند و تمامى عوامل آن حادثه پسر بودند.
«جيمز مكگى» نويسنده اين مطالعات مىگويد: پسران فكر مىكنند اگر با دوستانشان صحبت كنند، آنها احساس مىكنند كه ايشان قصد فضولى كردن را دارند؛ در حالى كه دختران خيلى آزادانه مىتوانند از علايق و كار و بارشان با بزرگترها صحبت كنند. پسران در درجه اول به پسران ديگر وفادار هستند. دختران تمايل دارند موفقيت را از چشمانداز والدينشان ببينند. بعضى از اين تفاوتها همانطور كه بچهها بزرگ مىشوند، ضعيف مىشوند، امّا بعضى تفاوتها خير.
خانمها بيشتر تمايل دارند داروهايشان را همانگونه مصرف كنند كه دكترشان تجويز كرده است. امّا آقايان كمتر پيروى مىكنند و در مرحله اول، كمتر تمايل دارند به دكتر بروند. بيشتر خانمها و دختران هنگامى كه گم مىشوند، در پرسيدن مسير، بسيار راحت هستند. امّا آقايان و بيشتر پسران ترجيح مىدهند ساعتها سردرگم باشند تا اينكه متوقف شوند و مسيرشان را بپرسند.
به راستى چرا مادههاى جوان بيش از نرهاى جوان تمايل دارند زير چتر حمايت بزرگترهايشان باشند؟
دو انسان شناس به نامهاى «مايكل پريا» و «لين فيربانكس» مىگويند: «به طور كلّى در ميان موجودات نخستين، مادهها بعد از اين كه كاملًا بزرگ