وضعيت اسف بار پسران - ساكس، لئونارد؛ مترجم نرگس سادات چاوشي - الصفحة ٣٧
طول سالهاى ١٩٤٢ تا ١٩٤٣ و تجربههاى مهدكودك فرزندانش در سالهاى ١٩٦٠ تا اوايل ١٩٧٠ كمك گرفته بود. كتاب وى ميليونها نسخه فروش داشت و در مهدكودكها از آن تجليل مىشد، وى و فرزندانش مشاهده مىكردند و مىدانستند كه مهدكودكها در حال تغييرند. وى در كتابش در مورد آنچه بچهها بايد واقعاً در مهدكودكها انجام دهند، نوشته بود؛ نقاشى كردن. رنگآميزى، خواندن، رقصيدن و بازى كردن امّا اينها ديگر وجود ندارد. امروزه در مهدكودكها بچهها را مشغول نقاشى و رقص و آواز و بازى نمىبينيد. آنها در حال يادگيرى خواندن و نوشتن هستند. سرپرست مدرسهاى در منطقه محل زندگى من، ٦ سال پيش نوشت: «نياز است كه مهدكودكهاى قرن ٢١، جدى و آكادميك باشند.» فعّاليتهاى سنّتى مهدكودكها مانند رنگآميزى با انگشت و شبيه غاز راه رفتن و داك داك كردن، به ميزان زيادى حذف شده و تمركز بىوقفه بر يادگيرى و خواندن و نوشتن جايگزين آن شده است. مهدكودكها امروزه ديگر مهدكودك نيستند. همانگونه كه يكى از والدين به طور مستقيم بيان كرد كه مهدكودكها كلاس اول شدهاند.
به نظر مىرسد برنامه آموزشى مهدكودكها درسال ٢٠٠٧، در بيشتر مدارس دولتى و خصوصى آمريكاى شمالى بسيار شبيه برنامه آموزشى كلاس اول در سال ١٩٧٧ باشد. اين روزها همه چيز در مورد يادگيرى خواندن و نوشتن است. چرا اين مورد، مشكل ايجاد مىكند؟