وضعيت اسف بار پسران - ساكس، لئونارد؛ مترجم نرگس سادات چاوشي - الصفحة ٢٧
يك پسر نسبت به دوست صميمىاش دارد. در اين ترانه هيچگونه مضمون طعنهآميزى وجود ندارد.
همچنين آواز «سام كوك»[١] را به خاطر آوريد كه در ترانه «دنياى شگفتانگيز» اينگونه مىخواند: «چيز زيادى از تاريخ نمىدانى؛ امّا شايد اگر شاگرد اول شوى و بتوانى دوستان خوبى پيدا كنى ...»
امروزه به سختى مىتوان ترانه صوتى مردانهاى مانند اين پيدا كرد، مگر اينكه به عنوان يك لطيفه و طنز مطرح شود. آيا مىتوانيد تصوّر كنيد خوانندههاى محبوب و مشهور امروزى، بدون هيچ كنايهاى و با جدّيت به دنبال تشويق پسران براى كسب رتبه ممتاز در مدرسه باشند تا بتواند بدينوسيله دوستانشان را تحت تأثير قرار دهند؟ من هرگز نمىتوانم چنين چيزى را تصور كنم.
اين تغييرات ممكن است به خودى خود ناچيز و كم اهميت باشد، امّا من معتقدم كه آنها نشانه مشكل جدّىترى هستند. همانطور كه در فصل بعد خواهيم ديد، تعداد فزايندهاى از پسران از مدرسه دل كنده و رها مىشوند. بيشتر آنها بيان مىكنند كه مدرسه مكانى براى اتلاف وقت و خسته كننده است كه آنها مجبورند هر روز آن را تحمل كنند تا زنگ بخورد. پسران، نگران زندگى واقعىشان هستند؛ زندگىاى كه هر روز بعد از خوردن زنگ مدرسه آغاز مىشود و به آنها اجازه مىدهد مدرسه را ترك كنند و آنچه واقعاً براىشان اهميت دارد، انجام دهند.
[١] -Sam Cooke .