وضعيت اسف بار پسران - ساكس، لئونارد؛ مترجم نرگس سادات چاوشي - الصفحة ٢٦٥
گرفتند و دوباره تعليق شد. بار ديگر در هنگام فروش قرصها توسط يك افسر مواد مخدر دستگير شد و به علت حمل و توزيع مواد مخدر خطرناك متهم شد. مدرسه براى بيرون انداختن او اقدام كرده بود؛ زيرا او دوباره در تمام درسهاى كلاس هشتم رد شده بود. او گفت محاكمه دادگاهش ممكن است ده روز ديگر باشد. هفت روز بعد در ساعت هشت صبح ١٥ ژانويه ٢٠٠٤، دو مأمور پليس مسلّح به خانه جان آمدند. آنها به اتاق او رفتند، به او دستنبد زدند و او را به اداره پليس بردند. دو وكيل منتظر او بودند تا او را به دادگاه ببرند. هنگام ورود به دادگاه، به دستها و پاهايش دستبند و پابند زده بودند. محاكمه ٣ روز زودتر انجام شد.
قاضى، بسيار جدّى و سختگير بود؛ چون قبل از آن در مدرسه جان، نمونههايى از جرايم مواد مخدر گزارش شده بود. قاضى به اينكه متهم اولين جرمش است، توجّهى نكرد و جان محكوم به حبس در مركز حبس نوجوانان شد. طول اين محكوميت در جلسه محاكمه بعدى تعيين مىشد.
جان هفت روز بعد را در يك سلول كوچك با يك هم سلولى گذراند! آنها يك توالت فولادى كوچك داشتند كه در و حريمى نداشت! درطول آن هفته، پدر جان با مدير و مسئولان يك مدرسه پسرانه صحبت كرده بود؛ مدرسه فلپ در مالورن پنسيلوانيا. فلپ در واقع مدرسه و كالج خصوصى براى افراد ثروتمند و قدرتمند است كه در توانبخشى و به زندگى عادى برگرداندن پسرانى مانند جان بسيار موفق بوده است. پسران باهوشى كه به