وضعيت اسف بار پسران - ساكس، لئونارد؛ مترجم نرگس سادات چاوشي - الصفحة ٢٥٧
كمى، كلم بروكلى و جوانههاى بروكسلى را به سيبزمينى سرخ كرده و بستنى ترجيح مىدهند؛ به همين علّت آنها به والدينشان احتياج دارند. اين كار پدر و مادر است كه پسرشان را به سمت انتخاب درست هدايت كنند.
در سال ١٩٩٧، «پيت ويلسون»[١] فرماندار استاندار از كار افتاده كاليفرنيا پيشنهاد تأسيس مدارس «تك جنسيتى» دخترانه و پسرانه را در سيستم مدارس عمومى ارائه كرد. اين برنامه، دو سال بعد توسط جانشين او حذف شد. بنياد «فورد»[٢] به سه تن از پژوهشگران به نامهاى «آماندا داتنو»[٣]، «لى هابارد»[٤]، و «اليزابت وودى»[٥]، بورس پژوهشى اعطا كرد تا اثر بخشى اين برنامه كوتاه مدّت را بسنجند.
معمولًا به طوركلّى زمانى كه پژوهشگران ميزان تأثير و اثر بخشى يك برنامه آموزشى را ارزيابى مىكنند، به شاخصهايى از قبيل كلاس، نمرههاى آزمون، حضور در كلاس و موارد انضباطى مىنگرند. آيا برنامه باعث افزايش سطح كلاس و نمرات آزمون شد؟ آيا بچههاى بيشترى به موقع در سركلاس حاضرشدند؟ آيا رفتار آنها در كلاس بهتر شد؟
داتنو، هابارد و وودى هيچ يك از اين پرسشها را نپرسيدند، اگرچه گزارش ٨٦ صفحهاى خود را با عنوان «جامع» توصيف كردند. در عوض،
[١] -Pete Wlson .
[٢] -Ford .
[٣] -Amanda Datnow .
[٤] -Lea Hubbard .
[٥] -Elisabeth Woody .