وضعيت اسف بار پسران - ساكس، لئونارد؛ مترجم نرگس سادات چاوشي - الصفحة ٢٤
دخترهايى به كالج مىروند، مدرك مىگيرند و شغلى به دست مىآورند و تشكيل زندگى مىدهند و پسرهايى ممكن است يك سال، دو سال يا شش سال به كالج بروند، شايد مدرك بگيرند يا نگيرند، ولى خيلى بعيد نيست كه مدّت زيادى در كالج بمانند؛ چون اكنون به ازاى هر سه دختر، دو پسر در هر كالج مىباشد و امروزه در دانشگاههاى بزرگ به ازاى هر دو دختر، يك پسر مىباشد.
دختران، علاقه بيشترى به تحصيل دارند، ولى پسران وقتگذارنى مىكنند. به نظر مىرسد اين پسران برعكس خواهرانشان انگيزهاى ندارند. آنها كار پارهوقتى در يك فروشگاه پيدا كرده و بالاخره شب به خانه برمىگردند كه با والدين خود يا با والدين دوستان خود يا با بستگان ديگر زندگى كنند. امّا آنچه در مورد اين تصوير، واقعاً عجيب و جديد به نظر مىرسد اين است كه اين پسران، اصلًا از اين وضعيت ناراحت نيستند؛ در حالىكه پدر و مادرانشان و دوست دخترانشان اگر آنها را ترك نكرده باشند، از اين وضعيت بسيار نگران هستند. امّا پسرها بىتوجّه به علايق و نگرانىهاى آنها، با كامپيوترى كه برايشان خريدهاند يا با تلويزيون فلتى (Flat) كه در منزل آنهاست به بازى كامپيوترى مشغول هستند.
امّا آيا پسران هميشه اينگونه بودهاند؟ در بخش سؤال و جوابهاى يكى از سخنرانىهايم در مورد تمركز ويژه بر روى پسران، پدرى پرسيد: دكتر ساكس، من در صحبتهاى شما چيز جديدى نشنيد. مگر پسران هميشه به مدرسه به عنوان مكانى خسته كننده كه فقط براى اتلاف وقت
است نگاه