وضعيت اسف بار پسران - ساكس، لئونارد؛ مترجم نرگس سادات چاوشي - الصفحة ٢٢٢
برابر حقوق من درآمد داشت. زنان به من مىگويند آنها از زندگى بدون هيجان بيمار هستند. ما با هم خوشيم. ما درباره موسيقى، هنر، چيزهاى معركه و عالى صحبت مىكنيم. به نظر نمىرسد آنها اصلًا براى نامزدهاى موفق سابقشان دلتنگ شوند. من به كسى آسيبى نمىرسانم؛ پس چرا به كت و شلوار، كراوات، بچهها، كالسكه بچه و ماشين بى. ام. و نياز داشته باشم، فقط به خاطر اينكه ٣٠ سالهام؟ به نظر مىرسد زندگى كردن به آن روش، كممايگى و سطحى است.
پاسخ من به كاسانووا (نويسنده ايميل قبلى)
من خوشحالم كه از زندگى لذت مىبريد. شما نوشتيد كه «دختران زيبا را تور مىزنيد، بيشتر از آنكه بتوانيد بشماريد، پس انگيزه براى داشتن خانواده و شغل و ... چيست؟». انگيزه بايد واقعاً براساس تمايلى باشد كه مفيد است. بايد بر اساس خدمت به ديگران، قدرى معنا دادن به زندگى شما و چيزى بيش از لذّت و خوشى لحظهاى باشد. اگر لذّت (با حروف بزرگ نوشتم چون شما آن را با حروف بزرگ نوشتيد) همه چيز است، پس با آن معيار و ملاك، شما آن را بىنهايت خوب انجام مىدهيد. من گمان مىكنم در بعضى موارد شما ممكن است متوجّه شويد كه داشتن لذت، ارضا كننده نيست و اينكه زندگى مفيد و با معنى، چيزى بيشتر از تور زدن دختران زيباست. در آن مورد شما ممكن است موضوع داشتن يك شغل و يك خانواده را تصوّر كنيد.