وضعيت اسف بار پسران - ساكس، لئونارد؛ مترجم نرگس سادات چاوشي - الصفحة ٢١٦
من پى بردهام كه او نمىداند هر يك از كارها را چگونه انجام مىدهند. او از نظر مالى خيلى بىعرضه است و اين همان عاملى است كه عملًا ازدواج بسيارى از جوانها را متوقف كرده. من حرفهاى هستم. آنچه او در كارش در بازارچه انجام مىدهد، من دو برابر آن را انجام مىدهم. اين را به كار دير وقت او و اين كه تقريباً همه كارهاى خانه را به تنهايى انجام مىدهم، اضافه كنيد.
اين موضوع مرا مأيوس مىكند. آنچه به نظرم مىرسد فقدان انگيزهاى است كه ناشى از فراهم كردن امكانات از سوى ديگران براى اوست تا فقدان فهم و درك در بزرگسالى پيشرفته. من متحيرم چگونه چنين فرد با هوشى، كاملًا بىعرضه و دست و پا چلفتى باشد؟ اگر من به او اعتماد كنم كه صورت حسابها را پرداخت كند، براى مالياتهايمان پرونده باز كند، وام بگيرد و ...، اين كارها به سادگى انجام نمىشود. بارها به او مىگويم كه به خاطر پرداخت صورتحسابها نياز به كمك دارم و اينكه نياز به درك و حمايت او دارم. امّا او هرگز به اين چيزها علاقه ندارد. او هنوز عقيده دارد هر چيزى هر ماه به طرز سحرآميزى جور مىشود. خوشبختانه، من او را از اين انديشه خيلى دور ساختهام، امّا مىدانم كه بالاخره پول و اندوختهمان تمام خواهد شد. نمىتوانم تصوّر كنم بعداً چه اتفاقى خواهد افتاد. هيچ انگيزهاى در او نمىبينم كه پيشرفت كند. اگر من سعى كنم كه او را از جعبه ايكس يا تلويزيون جدا كنم، آدم بدى هستم. به نظر نمىرسد كه او