وضعيت اسف بار پسران - ساكس، لئونارد؛ مترجم نرگس سادات چاوشي - الصفحة ٢١٤
نمونه ديگر:
پسرى كه بيش از ٦ سال با او نامزد بودم، هرگز در خانه كارى انجام نمىداد. مادرش هر كارى براى او انجام مىداد؛ شستن لباس، آشپزى، جمع كردن ظرفهايى كه او در تمام اتاقهاى خانه پخش كرده بود، مرتب كردن تختخوابش و ... به او گفتم اگر قصد دارد با من زندگى كند، بايد كارهاى خانه بهخصوص شستن ظرفها را انجام دهد. من كاملًا توضيح دادم كه خيال ندارم مادر او باشم و بعد از او، ريخت و پاشهايش را جمع كنم و تحمّل تنبلى او را در انجام دادن كارها ندارم. من مجبور بودم براى او توضيح دهم كه بعضى اوقات فقط بايد كارهاى ناخوشايند انجام بدهى. او خوشحالى و خوشنودى آنى مىخواهد و من مىدانم كه آن را از بازىهاى رايانهاى به دست مىآورد.
از شما به خاطر فرصتى كه براى اظهار نظر به من داديد، متشكرم. من كاملًا قصد دارم كه اين اظهار نظر را به نامزدم نشان دهم. اين كار خوب را همچنان ادامه دهيد.
دكتر ساكس عزيز:
من مقاله شما را در وب سايت واشنگتن پست خواندم و با توصيف شما از آنچه من هم اكنون دارم تجربه مىكنم، تحت تأثير قرار گرفتم.
زنى ٢٥ ساله هستم. هشت ماه است كه با يكى از اين «پسرها» ازدواج كردهام. همسرم در ماه اگوست، ٢٩ ساله خواهد شد. من دارم تجربه مىكنم