وضعيت اسف بار پسران - ساكس، لئونارد؛ مترجم نرگس سادات چاوشي - الصفحة ١٩٥
آلاسكايى در حال رخ دادن بود، اظهار نگرانى مىكردند. مشكل رو به افزايش، پسرانى بودند كه در حال جدا شدن از مدرسه و ترك تحصيل خيلى زود در پايه ششم يا هفتم بوده، ميل به نوشيدن مشروب و سابقه دستگيرى داشتند.
«لارى مركوليف»[١] يك آلاسكايى بومى و معاون كمسيون علوم بومى آلاسكا، در خلال يكى از اين جلسات نظرى موضوعى را مطرح كرد كه من آن را نگران كننده يافتم. من بعد از اين جلسه ماندم تا از او بخواهم در مورد گفتههايش شرح دهد.
او به من گفت: «وقتى من بزرگ مىشدم در همان حال ياد مىگرفتم كه شيرهاى دريايى را در كنار مردان بزرگتر قبيلهام شكار كنم. من صبور بودن را ياد مىگرفتم و مىآموختم تا تمام حواسم را به كار گيرم من به همراه مردان بزرگتر قبيلهام به قصد شكار بيرون مىرفتيم و ساعتها روى يخها مىنشستيم و منتظر شير دريايىها مىمانديم، ساعتها!»
سؤال كردم: «وقتى منتظر بوديد، چه كار مىكرديد؟ بازى مىكرديد؟ حرف مىزديد؟»
لارى سرش را تكان داد: «خير. مانند يك راهب بودايى، تمركز مىكرديم.» او گفت: «نزديكترين چيز به آنچه ما انجام مىداديم، سكوت و تمركز بود. من مىتوانستم نزديك شدن شير دريايى را وقتى كه هنوز پنج
[١] -Larry Merculieff .