وضعيت اسف بار پسران - ساكس، لئونارد؛ مترجم نرگس سادات چاوشي - الصفحة ١٤٥
روانپزشك مراجعه مىكنند و اغلب پزشكان هم تشخيص مىدهند كه اين پسر به اختلال روانى يا تضاد رفتارى مبتلاست. مهمترين معيار تشخيص براى اين امراض، نافرمانى و رفتارهاى بىادبانهاى است كه برخلاف تلاشهاى والدين، از سوى كودكان ادامه پيدا مىكند.
در حقيقت؛ تفاوتهاى بسيارى در گفتههاى اطرافيان كه مىگويند: «اين پسر، يك بچه لوس و بى ادب است» و يك پزشك كه مىگويد: «اين پسر دچار اختلال تضاد رفتارى است»، وجود دارد. اگر شما والدينى را بشناسيد كه نظرات آنان را قبول داريد و آنها به شما بگويند پسر شما سركش و نافرمان است و بايد قوانين محدودترى برايش اتّخاذ كنيد، شما اين كار را انجام مىدهيد.
حالت ديگر اين است كه اگر پزشكى بگويد پسر شما مبتلا به اختلالات روانى است، به طور منطقى گام بعدى تقاضاى درمان دارويى است. حال ببينيد كه چطور احساس وظيفه در قبال اين دو مورد متفاوت است. اگر پسر شما بچهاى لوس و نافرمان است، در نتيجه شما و پسرتان وظايفى داريد. شما درگير مشكلاتى مىشويد كه لازم است تغييراتى در خود ايجاد كنيد و امّا اگر پسر شما دچار اختلالات روانى مىباشد، به اين معنى است كه توازن هورمونى در مغز او وجود ندارد. شما و پسرتان در اين مورد سرزنش نمىشويد؛ زيرا اين مورد مانند اين است كه به شما گفته شود پسرتان دچار سرطان خون است.