وضعيت اسف بار پسران - ساكس، لئونارد؛ مترجم نرگس سادات چاوشي - الصفحة ١١٧
مزرعهاى بزرگ در ورمونت توضيحاتى مىدهد: «دانش آموزان تمام محصولات مدرسه را كاشته و درو مىكنند. آنان به گاوها، گوسفندها و مرغها غذا داده، فضولات آنها را تميز مىكنند ... چرخه طبيعت و حقايق زندگى در يك مزرعه، مشخص مىكند كه كارها مىبايست در زمانى معين انجام شوند.»
«ديويد ويليامسون شافر» درباره اين مزرعه/ مدرسه چنين مىنويسد: «اين وظايف پيرامون زندگانى نبود، آنها خود زندگى بودند.» آنگاه شافر يك تغيير هوشمندانه را ايجاد كرد. او اظهار داشت كه: بسيارى از ما تاكنون در مزارع روستايى زندگى نكردهايم. بنابراين، چه چيزى خواهد توانست دانش را بر مبناى خود زندگانى ... شبيه به آنچه در تكنولوژى پيشرفته ما؛ يعنى دنياى رايانهاى وجود دارد، استوار سازد؟ پاسخ او اين است كه بازىهاى رايانهاى مىتوانند شرايط مشابهى را براى كودكان قرن بيست و يكم فراهم كنند تا همانگونه كه در نسلهاى گذشته انجام مىشده، آنان نيز در يك مدرسه كار كنند. وى تأكيد مىكند كه بازىهاى رايانهاى بهترين ابزار آموزشى براى آمادگى بيشتر و هوشمندانه عمل كردن كودكان در برابر چالشهايى هستند كه در قرن بيست و يكم با آنها رو به رو مىشوند.
* در حمايت از پروفسور شافر، ما مىبايست توجّه داشته باشيم كه وى از نوع خاصى از بازىهاى رايانهاى حمايت مىكند كه تعداد اندكى از نوجوانان به آن مىپردازند؛ نوعى از بازى كه او آن را «
epitemic
» مىنامد.
*