وضعيت اسف بار پسران - ساكس، لئونارد؛ مترجم نرگس سادات چاوشي - الصفحة ١١١
برقراى ارتباط مجدد در جدايى نسلها مىشود.
بنابراين، بازىهاى رايانهاى فىنفسه زيانبار نيستند و ميل به قدرت هم به حساب نمىآيند. چندان مشكل نيست ببينيم كه چگونه پسرها در نسلهاى اوليه از طريق ميل به قدرت موفق شدهاند. آنان احتمالًا پرورش يافته بودند تا كارآفرينانى موفق، مبتكرانى جسور، كاوشگرانى موفق، سياستمدار يا سرباز گردند. آنها مىتوانستند به راحتى براى خودشان گوشه خلوت سودمندى ايجاد كنند. اغلب مردان جوانى كه مىشناسم هنگامى كه مرحله پختگى؛ يعنى حدود سىسالگى را پشت سر مىگذارند، چشماندازى وسيعتر و داراى خودخواهى كمترى نسبت به زندگانى را كسب مىكنند. ژنرال «جورج اس. پاتون جى آر»[١] چنين مردى بود، همانگونه كه «هنرى فورد»[٢]، «هاوارد هوگز»[٣] و شايد «ريچارد نيكسون»[٤] چنين بودند. شايد شما هيچ يك از اين مردان را نپسنديد؛ همگى آنان خودخواه و به طور بىرحمانهاى خودمحور بودند، امّا هريك از آنان يك نقش بنيادى را براى بهتر يا برتر شدن فرهنگ و تاريخ آمريكا بازى كردند.
اگر اين مردان، امروز دوباره متولد شده بودند، احتمال كمى داشت كه شغلى معنىدار را متعهد شده و مىپذيرفتند. تصوّر مىكنم كه امروز پسرى با
DNA
مشابه «ژنرال پاتون» يا «هاوارد هوگز»، بيشتر شبيه يك معتاد
[١] -General George S .Patton Jr .
[٢] -Henry Ford .
[٣] -Howard Hughes .
[٤] -Richard Nikson .