پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٤٧ - پرتوى از كلمات درخشان امام سجاد عليه السلام
١٦. «المؤمن من دعائه على ثلاث: إمّا أن يدّخر له، و إمّا أن يعجّل له، و إمّا أن يدفع عنه بلاء يريد أن يصيبه»؛
مؤمن آن است كه دعايش يكى از سه چيز را برايش در بر دارد: يا برايش ذخيره آخرت شود [اگر در دنيا برآورده نشود] يا در دنيا برآورده شود و يا بلايى را كه مىبايد بر سرش بيايد از او دور مىكند.
١٧. «إنّ المنافق ينهى و لا ينتهي، و يأمر و لا يأتي، إذا قام إلى الصلاة اعترض، و إذا ركع ربض، و إذا سجد نقر، يمسي و همّه العشاء و لم يصم، و يصبح و همّه النوم و لم يسهر، و المؤمن خلط عمله بحلمه، يجلس ليعلم، و ينصت ليسلم، لا يحدّث بالأمانة للأصدقاء، و لا يكتم الشهادة للبعداء، و لا يعمل شيئا من الحقّ رياءا و لا يتركه حياءا، إن زكّي خاف ممّا يقولون، و يستغفر اللّه لما لا يعلمون، و لا يضرّه جهل من جهله»؛
منافق آن است كه چون ديگران را از كارى بازمىدارد خود همان كار را انجام مىدهد و چون ديگران را به كارى فرمان مىدهد خود آن را بهجا نمىآورد چون ركوع كند چون چارپايى است كه زانو زده و چون سجده كند چون مرغى است كه بر زمين منقار مىكوبد، روز را در حالىكه روزه ندارد به اميد خوردن شام به غروب مىرساند و شب را در حالىكه تمام هدفش خواب است شبزندهدارى نكرده به صبح مىرساند، اما مؤمن دانايى را با بردبارى آميخته، نشستنش براى يادگيرى و سكوتش مايه سلامت است، سخن امانت را با دوستان نيز نمىگويد و شهادت را حتى براى بيگانگان كتمان نمىكند، كار درست را نه از روى ريا انجام مىدهد و نه از روى خجالت ترك مىكند، اگر در ميان مردم ستوده شود از آنچه دربارهاش مىگويند هراسان مىشود و از خدا براى گناهانى كه مردم از آن آگاه نيستند طلب آمرزش مىكند و نادانى هيچ نادانى به او آسيب نمىرساند.
١٨. «كم من مفتون بحسن القول فيه، و كم من مغرور بحسن الستر عليه»؛
چهبسا كسى كه به تعريف و تمجيد ديگران فريفته شد و چه بسيار كسى كه به پرده پوشى زيباى خداوند غره گرديد؟