پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٣٦ - احتجاجهاى امام زين العابدين عليه السلام
آيه مىفرمايد: (در اين [راه] ها، شبان و روزان آسودهخاطر بگرديد)، «آمنين» يعنى: در امان و آسودهخاطر از انحراف.»[١]
٤. از امام زين العابدين عليه السّلام روايت شده كه روزى در منى با حسن بصرى برخورد كرد كه در حال موعظه كردن مردم بود، ايستاد و گفت: «دست نگه دار، از تو سؤالى دارم، آيا اگر فردا مرگ تو فرارسد. از حالتى كه هماكنون دارى بين خود و خدا راضى هستى؟»
گفت: نه
حضرت فرمود: آيا هيچ به اين فكر كردهاى كه از اين حالت كه آن را دوست ندارى به حال ديگرى درآيى كه آن را مىپسندى؟»
حسن مدّتى سر به زير انداخت و سپس گفت: اگر بگويم آرى سخن راستى نگفتهام.
امام فرمود: «آيا اميدوار هستى كه بعد از محمّد پيامبرى بيايد كه تو با او سابقهاى داشته باشى [از اصحابش باشى]؟»
گفت: نه.
فرمود: «آيا اميدوار هستى از خانهاى كه در آن هستى [دنيا] به خانه ديگرى [آخرت] منتقل شوى و براى رسيدن به آن تلاشى كنى؟»
گفت: نه.
فرمود: «آيا كسى را كه مختصر عقلى داشته باشد ديدهاى كه به اين مقدار براى خود رضايت داشته باشد؟ تو در حالى هستى كه آن را دوست ندارى و به صورت جدى به فكر تغيير حال خود هم نيستى، بعد از محمّد اميد پيامبر ديگرى و خانهاى غير از خانهاى كه در آن زندگى مىكنى كه براى رسيدن به آن به فعاليت بپردازى ندارى و با اين وصف مردم را موعظه مىكنى؟» چون امام عليه السّلام او را ترك كرد حسن بصرى پرسيد: اين شخص كه بود؟
[١] . شيخ طبرسى، احتجاج: احتجاجات امام سجاد عليه السّلام.