پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٩ - عزت نفس
گفتم: اى پسر رسول خدا اين چيست؟ امام پاسخ دادند: «قصد سفر دارم و توشه آن را به جاى امنى حمل مىنمايم» زهرى گفت: غلام من آنرا به جاى شما حمل مىكند، امام عليه السّلام امتناع فرمودند، زهرى التماس كرد تا خود به جاى امام آن كيسه را حمل كند ولى امام عليه السّلام با اصرار بر تصميم خود فرمودند: «كسى جز من نمىتواند آنچه باعث نجات من در اين سفر بوده و رسيدن مرا به مقصد نيكو مىگرداند حمل كند، تو را به خدا سوگند مىدهم كه به راه خود بروى».
زهرى بازگشت، پس از چند روز امام عليه السّلام را ديد در حالىكه او گمان داشت كه امام به سفر رفته است، عرض كرد: اى پسر پيامبر اثرى از آن سفرى كه فرموديد نمىبينم، و امام در پاسخ او فرمودند: «اى زهرى آن سفر چنانكه تو پنداشتى نيست بلكه اين مرگ است كه خود را براى آن مهيا مىكنم، همانا آمادگى براى مرگ خوددارى از حرام و سخاوتمندى در خيرات است»[١].
عزت نفس
از ديگر صفات امام زين العابدين على بن الحسين عليه السّلام عزت نفس ايشان بود كه اين صفت را از پدر بزرگوارش امام حسين عليه السّلام به ارث برده بود كه خطاب به قدرتمندان و گردنكشان زمان خود مىفرمود: به خدا قسم همچون دونان دست بيعت به سوى شما دراز نمىكنم و چون بردگان در اطاعت شما درنمىآيم[٢].
اين صفت ممتاز در شخصيت امام زين العابدين اينگونه در كلامش جلوهگر شده است: دوست نمىدارم به قيمت خوارى خود صاحب شتران سرخ موى شوم[٣].
[١] . علل الشرايع ١/ ٢٧ و به نقل از آن در بحار ٤٦/ ٦٥- ٦٦.
[٢] . وقعة الطف/ ٢٠٩.
[٣] . كافى ٢/ ١٠٩ و ١١١، خصال ١/ ٢٣ و از كافى در بحار الانوار ٧١/ ٤٠٦ نقل شده كه مؤلف بحار يك صفحه درباره آن توضيح داده است.