پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٩٠ - قيام مدينه
محرمات الهى توسط آنان را لمس كرده بودند، چگونه كسى مىتوانست قتل وحشتناك حسين بن على عليه السّلام ريحانه پيامبر، و سرور جوآنان بهشت، همچنين اسارت زن و فرزندان او را توجيه كند؟ يا شرابخوارى علنى يزيد با توجه به نص صريح خدا در قرآن بر حرمت آن چگونه قابل توجيه بود؟!
علاوه اينكه بنى اميّه كينه شديدى نسبت به انصار داشتند و در آشكار نمودن آن نيز هيچگاه ترديدى به خود راه نمىدادند از اينرو اهل مدينه هم در اخراج حاكم منصوب از جانب يزيد ترديدى به خود راه نداده و بنى اميّه را به محاصره در آوردند، مروان بن حكم دشمن خونى آل پيامبر صلّى اللّه عليه و آله چون عرصه را تنگ ديد به امام زين العابدين عليه السّلام پناهنده شد و از ايشان امان خواست امام سجاد عليه السّلام نيز با چشمپوشى از همه دشمنىهايى كه او در مواقع مختلف مانند قضيه دفن امام حسن مجتبى عليه السّلام يا در تنگنا قرار دادن امام حسين عليه السّلام براى بيعت با يزيد مرتكب شده بود درخواست مروان را اجابت فرموده و به او امان دادند.
چون خبر قيام مدينه به گوش يزيد رسيد مسلم بن عقبه را به مدينه فرستاد تا قيام مردم اين شهر را سركوب كند شهرى كه شهر پيامبر خدا و محل نزول وحى الهى بود، او به مسلم بن عقبه در اين مأموريت دستورات خاصى داد:
- سه نوبت آنان را به تسليم فراخوان و اگر اجابت نكردند با آنان به جنگ بپرداز و در اينصورت تا سه روز اين شهر را بر سپاه خود مباح اعلام كن، در اين سه روز هرچه در اين شهر از مال، حيوان، سلاح و غذا يافت شود از آن سپاهيان است[١].
[١] . تاريخ طبرى ٤/ ٤٨٥، الكامل فى التاريخ ٤/ ١١٣.