پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٥٧ - بيان اجمالى حقوق
٦. و حقوق رعاياى تو نيز بر سه دسته است كه لازمترين آنها حق كسانى است كه بر آنها سلطنت دارى سپس حق شاگردانى كه از تو كسب دانش مىكنند زيرا كه جاهل رعيت و زيردست عالم است، سپس حق كسانى كه چون زن و كنيز و بنده از آنان بهرهمند مىشوى.
حقوق رعاياى تو بسيار و به هم پيوسته است چون حقوق خويشان و همنژادان كه واجبترين آنها بر تو حق مادرت است سپس حق پدرت، سپس حق فرزندانت، سپس حق برادرت، سپس خويشان به نسبت نزديكى و دورى، سپس حق مولاى تو كه بر تو نعمت [آزادى] داده، سپس حق بندهاى كه نعمت [آزادى] به او عطا كردهاى، سپس حق كسى كه به تو احسانى كرده، سپس حق مؤذنى كه تو را به نماز متوجه مىكند، سپس حق امام جماعت، سپس حق همنشين، سپس حق همسايه، سپس حق رفيق، سپس حق شريك، سپس حق دارائىات، سپس حق بستانكارى كه از تو طلب دارد، سپس حق معاشر با تو، سپس كسى كه بر تو اقامه دعوى كرده، سپس حق كسى كه بر وى اقامه دعوى كردهاى سپس حق كسى كه با تو مشورت مىكند، سپس حق كسى كه تو با او مشورت مىكنى، سپس حق كسى كه تو او را نصيحت مىكنى، سپس حق كسى كه تو را نصيحت مىكند، سپس حق بزرگتر از تو، سپس حق كوچكتر از تو، سپس حق كسى كه از تو درخواست كرده، سپس حق كسى كه به تو بدى كرده و گفتار يا كردار زشتى بطور عمد يا غير عمد نسبت به تو رواداشته، سپس حق ملت بر تو، سپس حق كفارى كه در پناه دين تو زندگى مىكنند سپس حقوقى كه گردش اسباب زندگانى به مقتضاى حالات مختلف بهوجود ميآورد.
و خوش به حال كسى كه خدا او را كمك دهد تا حقوقى كه بر او واجب فرموده بهجا آورد و به او توفيق و تأييد عطا فرمايد.