پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٧١ - امام زين العابدين بعد از واقعه عاشورا
بخش نخست حضرت امام سجاد عليه السّلام از كربلا تا مدينه
امام زين العابدين بعد از واقعه عاشورا
تاريخنويسان از يك شاهد عينى نقل مىكنند كه گفت: در ماه محرم سال شصت و يك هجرى به كوفه آمدم همان وقت بود كه على بن الحسين عليه السّلام و زنان اهل بيت عليهم السّلام را در محاصره سپاهيان از كربلا به كوفه آورده بودند، مردم براى تماشاى آنان از خانهها خارج شده بودند و چون زنان كوفى اهل بيت عليهم السّلام را سوار بر شتران بىجهاز ديدند گريسته و بر سروسينه زدند. راوى گويد:
شنيدم كه على بن الحسين عليه السّلام با صداى لرزان و ضعيف در حالىكه بيمارى توان از وى ربوده بود، گردن او در جامعه و دستانش با غل و زنجير بسته بود مىفرمود: اين زنها كه مىگريند؛ پس چهكسى ما را به قتل رسانيد[١].
و هنگامى كه امام سجاد عليه السّلام را بر ابن زياد وارد كردند از او پرسيد: كيستى؟
جواب داد: «من على بن الحسين هستم» ابن زياد گفت: آيا خدا على بن الحسين را نكشت؟ امام عليه السّلام فرمود: «من برادرى به نام على بن الحسين داشتم كه مردم او را كشتند» ابن زياد گفت: خير خدا او را كشت. امام عليه السّلام در جواب او اين آيه قرآن را خواند: اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها؛ خدا روح مردم را هنگام مرگشان به تمامى باز مىستاند.
[١] . امالى طوسى/ ٩١.