پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٦١ - بخش سوم حضرت امام سجاد عليه السلام از تولد تا امامت
به خانههاى خود خزيده اما منتظر فرصت جديدى بودند تا حركت جديدى را آغاز كنند.
از ديگر سوى رنجى كه مسلمانان مخلص- كه با تربيت خالص اسلامى پرورش يافته و ديد آنان از ديدگاههاى قومى و قبيلهاى فراتر رفته و يا اين ديدگاه را به گونهاى با نگرشهاى دينى تطبيق كرده بودند- مىكشيدند بسيار بيشتر از گروه اول بود زيرا آنان در دوران بيست ساله حكومت معاويه محو و نابودى سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را به وضوح مشاهده مىكردند.
آنان مىديدند كه بدعتها آشكار گشته، نظام پادشاهى جايگزين خلافت اسلامى شده و زمام امور مسلمانان به دست خاندانى افتاده است كه همه توان خويش را در راستاى نابودى اسلام و مسلمين و در مسير مخالفت با احكام و موازين آن به كار بسته است، تا آنجا كه يك فرزند نامشروع خاندان ثقيف با شهادت يك شرابفروش برادر معاويه مىشود[١].
معاويه برخلاف نص صريح قرآن در ميان مردم جاسوسانى قرار داده بود تا حتى تعداد نفسهاى آنان را شماره كنند، او رسم وفاى به عهد و پيمان را ناديده انگاشت و پس از همه ضمانتها و امانى كه به حجر بن عدى داده بود، او را به قتل رسانيد و عليرغم پيمان صلحى كه با امام حسن مجتبى عليه السّلام بسته بود طى توطئهاى جعده دختر اشعث بن قيس، همسر آن حضرت را واداشت تا فرزندزاده پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله را مسموم نمايد.
به اضافه دهها عمل خلاف ديگر كه همگى مخالف صريح قرآن و سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بوده و داغ ننگى بر پيشانى اين دوره از تاريخ است.
[١] . وقعة الطف/ حاشيه ص ٢١١ و ٢١٢ شرح حال زياد بن سميه.